خرید بک لینک
به گزارش تریبون، این نمایش نوشته حسن باستانی است و مریم معترف این نمایش را با استفاده از عروسکهایی ساخته شده از مواد بازیافتی کارگردانی کرده است.ساخت عروسکهای این نمایش را فائزه فیض انجام داده است. ناصر آویژه، مونا شمس الدینی، حسین مزینانی در این نمایش بازی میکنند. موسیقی نمایش بر عهده شهرام نجاتی است، دستیار کارگردان میلاد قدیری است. مریم معترف درباره لزوم اجرای این نمایش بیان میکند: کودکان ما و حتی برخی از بزرگترهایشان با شاهنامه غریبه هستند و شاید فقط اسمی از آن شنیده باشند. به همین د

برچسب: مشاور وزیر,مشاور وزیر, در امور روحانیت,مشاوران وزیر,مظاهری مشاور وزیر,مشاور ارشد وزیر,مشاور هنری وزیر,کاظمی مشاور وزیر,مشاور وزیر فرهنگ و, اسلامی, نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395 ساعت: 19:29

به گزارش تریبون، هنگامی که به نقش دولت در ایجاد نمایه ای استراتژیک در بستر فرهنگ و هنر سخن می گوییم، به معنای دخالت و یا صرفا به منزله حمایت از تولید محصولات فرهنگی نیست بلکه ایجاد جهت دهی به فعالیت های فرهنگی کشور جهت قرار گرفتن در مسیری شایسته از پایه های اعتقادی این سرزمین است. مساله ای که متاسفانه به دلیل عدم درک موقعیت و فقدان نگاهی راهبردی در این ۳ سال از روی کارآمدن دولت یازدهم نتوانسته به اجرا درآید.اما حقیقت امر چیست؟ چگونه می شود که رئیس جمهور دولت یازدهم پیش از انتخابات ریاست جمهوری دم از عناوین زیبا و وارسته ای چون اخلاق، تلاش، متانت، عدا

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395 ساعت: 18:01

به گزارش تریبون، سردار حاج محمد فلکی، فرمانده تیپ ادوات (نینوا) لشکر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام در زمینه دیدبان های لشکر ۱۰ و وضعیت فعالیت های فرهنگی رزمندگان این تیپ سخن گفت. وی که مدتی به عنوان فرمانده یکی از واحدهای رزمی در سوریه حاضر شده بود، درباره رشادت های رزمندگان افغانستانی نیز خاطراتی را تعریف کرد. والله مدافعان حرم ماهیانه و حداکثر ۱۰۰ دلار حق ماموریت میگیرند سردار فلکی در پاسخ به سوالی پیرامون جوسازی دشمنان درباره حق ماموریت های بالا برای مدافعان حرم ایرانی گفت: این قسم، حرمت زیادی دارد اما والله که به مدافعان حرم، ماهیانه و حداکثر ۱۰۰

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395 ساعت: 18:01

به گزارش تریبون، تا همین چند وقت پیش، بررسی عملکرد شبکههای موسوم به «جم» تنها براساس دانستههایی بود که در برخی رسانهها منتشر شده بودند، اما یکی از دستاندرکاران سابق شبکه های تلویزیونی «جم» مطلب جالبی را درباره فعالیتهای این شبکههای تلویزیونی عنوان کرده است.

علی یارمهدی که مدتی با این شبکه همکاری داشته، به همکاریاش با این شبکه پایان داده است. آنچه میخوانید حاصل فساد گسترده ای است که از متن به فرامتن مجموعه شبکه های فارسی زبان GEM انتقال یافته است. فساد گستردهای که برای نخستین بار به صورت مستقیم افشا میشود.

علی یارمهدی: کسانی که با GEM همکاری می کنند باید قید همسرشان را بزنند!

یارمهدی درباره شروع همکاری و نحوه آشناییاش با این شبکهها چنین گفت: من از سال ۱۳۸۱ در کشور آذربایجان کار بیزینس انجام میدادم. سال ۱۳۸۶ با توریسم درمانی کارم را ادامه دادم. بدین شکل که بیماران آذربایجانی را برای درمان به ایران میآوردم. بعد از آن دفترم را در ایران تأسیس کردم و از سال ۱۳۹۰ به ترکیه رفتم و به مدت چهار سال در آنتالیا بودم. تا اینکه در سال ۱۳۹۴ به آنالیا رفتم تا درباره هتلهای آنجا برای کار تحقیق کنم. در آنالیا با یک گروه ایرانی آشنا شدم که کار تولید فیلم و سریال انجام میدادند.

*افرادی که GEM همکاری میکنند، به شدت بیسواد و چاپلوس و به قول مهران مدیری “پاچه خوار” هستند

وی ادامه داد: به دلیل اینکه به زبان ترکی تسلط داشتم و با لوکیشنها نیز آشنایی دارم، از راههای ورود به ادارات هم مطلعم، همکاری من با این گروه آغاز شد. این گروه در حال ساخت مجموعهای به نام «سالهای عاشقی» بود. البته من از اینکه یک سریال برای شبکه جم ساخته میشد، آگاهی نداشتم. بنابراین به عنوان دستیار تولید برای پیدا کردن لوکیشن و هماهنگی با این گروه همکار شدم. اما پس از اینکه متوجه شدم که آنها با شبکه جم همکاری میکنند، در ادامه دادن همکاریام با آنها تردید پیدا کردم. به این دلیل که شبکه جم، شبکهای قوی محسوب نمیشود و افرادی که با آنها همکاری میکنند، به شدت بیسواد و چاپلوس و به قول مهران مدیری پاچه خوار هستند.

یارمهدی دلایل دلزدگی از همکاریاش با این گروه را چنین بیان کرد: افرادی که با این شبکه همکاری میکنند، پس از مدتی باید در میهمانیهای شبانه سعید کریمیان و خواهرش سعیده کریمیان شرکت کرده و در صورت تأهل، قید زندگی مشترک و همسرشان را بزنند. از طرفی زمانی که این افراد مدت ویزایشان در ترکیه به پایان برسد، به آنها پیشنهاد میکنند که مسیحی شوند تا بتوانند پناهنده شوند. بنابراین برای ادامه همکاری با این شبکهها باید از خیلی چیزها چشم پوشی کنید.

علی یارمهدی: کسانی که با GEM همکاری می کنند باید قید همسرشان را بزنند!

آن هم برای دستمزد ماهی ۲۵۰۰ لیره که رقم قابل توجهی به حساب نمیآید. من هم صرفا از سر کنجکاوی با آنها همکاری کردم. وگرنه در آنالیا و قبرس هتل دارم و درآمدم خیلی بیشتر از رقم دستمزدهای آنها بود. اتفاقا یکی از دوستانم که کار تدوین انجام میدهد، از من خواست که او را به این شبکه معرفی کنم. اما من به دلایلی که پیش از این بیان کردم، نمیخواستم که او را وارد این بازیها کنم. اما فردی به نام حمید علیپور که مسئولیت مجری طرح سریال «سالهای عاشقی» را برعهده دارد، در صدد همکاری با این فرد بود.

*کشتن شخصیتها به بهانه نداشتن بودجه!

یارمهدی درباره جزئیات سریالهای تولیدی شبکههای جم و همچنین چهرههایی که با آنها همکاری میکنند، عنوان کرد: مانی کسراییان، سپیده ذاکری و ساناز زرین مهر از بازیگران این سریال هستند که در کنار آنها میثم لهاک نیز یکی از نقشهای اصلی آن را برعهده دارد تا جایی که میدانم لهاک در ایران هنرور بوده و در فیلمهای «رازهای یک خانه» و «بازگشت» حضور داشته است. فاز اول این سریال توسط علی شاهنده کارگردانی شد و بعد محسن ربیعی آن را ادامه داد. پوریا ایرایی برادر پیام ایرایی که عکاس سینماست نیز در این کار بازی کرده است.

پوریا ایرایی پیش از این در مجموعه «در حاشیه» با مهران مدیری همکاری داشته. البته سپیده ذاکری که پیش از این در سریال «روزگار قریب» بازی کرده بود، با کارگردان «سالهای عاشقی» اختلاف پیدا کرد و مدتی از تیم جدا شد، اما دوباره به گروه بازگشت. یکی از اتفاقات عجیبی که برای این سریال افتاد، این بود که هر زمان که با بازیگری به مشکل مالی برخورد میکردند، کاراکتر وی را در داستان سریال به قتل میرساندند و از این طریق به حضور وی در سریال پایان میدادند! اتفاقی که برای من هم افتاد.

من در این سریال هم دستیار تولید بودم و هم بازیگر. بنابراین پس از اینکه من هم حدود شش پلان در این کار بازی کردم، پولم را ندادند و نقشی را که من بازی میکردم، به گونهای در داستان به قتل رساندند تا از قصه خارج شود. داستان سریال هم درباره یک بوکسور جوان به نام بهرام است که در ایران به دلیل مشکل مالی یک نفر را به قتل رسانده و به اعدام محکوم میشود. در این بین همسرش از وی جدا شده و به ترکیه رفته و با مرد متمولی ازدواج میکند. بهرام عفو خورده و از زندان که خارج میشود، متوجه این اتفاقات شده و به ترکیه میرود و ماجراهایی برایش پیش میآید و درگیر مافیای مواد مخدر و الماس میشود.

*سیاست کثیفی پشت پرده این مسائل و حمایتها وجود دارد.

یارمهدی با اشاره به سیاست مدیر این شبکه و به دلایل بسیار مهمی که وی سعی در حمایت از هنرمندان و کالاهای ایرانی دارد، عنوان کرد: من فکر میکنم سیاست کثیفی پشت پرده این مسائل و حمایتها وجود دارد. ضمن اینکه سریالی که توسط سعید کریمیان در حال تهیه است «سالهای عاشقی»، اولین سریال مستهجن ایرانی است که تمام عوامل و بازیگران ایرانی هستند که واقعاً جای تأسف دارد. مهمتر اینکه مدیریت این شبکهها به شدت مشکل مالی پیدا کرده و حقوق کارمندان این شبکهها حدود سه ماه است پرداخت نشده. البته بارها عنوان شده که به دلیل اینکه ایران نتوانسته پول تبلیغات را به آنها پرداخت کند، به این مشکل مالی برخوردهاند.

*GEM، وجهه خوبی در ترکیه ندارد!

وی در پاسخ به این سوال که آیا در ایران دفاتری برای حمایت از این شبکهها وجود دارد، گفت: اواخر دهه ۸۰ دفاتری در خیابان جردن (آفریقا) داشتند که بعد از مدتی بسته شد و در حال حاضر تا جایی که من میدانم هیچگونه دفتری در ایران ندارند. ضمن اینکه با توجه به شناختی که من در مدت همکاریام با آنها پیدا کردم، فکر میکنم اندیشهای پشت مدیریت این شبکه به جز بیزینس و پول در آوردن وجود ندارد. کریمیان شخصیت بسیار دهن ببینی است که تحت تأثیر حرفها و نظرات دیگران قرار دارد و تصمیم میگیرد.

*کفگیر «GEM» به ته دیگ خورده!

یارمهدی در میان گفتههایش، برخی از مشکلات مالی این شبکه را نیز عنوان کرد از جمله اینکه در شبکه جم تعدیل نیرو صورت گرفته و کارمندان بسیاری اخراج شدهاند. مهمتر اینکه آدمهایی را در اداره بیمه و مالیات دارند که به محض اعزام مأمور جهت بازرسی از محل دفترشان، به آنها اطلاع داده و آنها نیز ساختمان را خالی از سکنه میکنند. بدین معنی که اساس کار آنها بر مبنای کلاهبرداری است. ضمن اینکه یکی از شرکتهای ترکیه در ساخت فیلم با آنها همکاری کرد و به دلیل اینکه پول خود را دریافت نکرده بود، به دولت شکایت کرد و توانست بخشی از پول خود را دریافت کند. از این رو کریمیان و گروه شبکههای جم وجهه خوبی در ترکیه ندارند.

وی همچنین در پاسخ به این سوال که چه اندیشهای پشت این کارها و حمایتها در این شبکه وجود دارد، توضیح داد: این شبکه هیچ گونه موقعیت اجتماعی خوبی در ترکیه ندارد. ما هر جا که برای پیدا کردن لوکیشن برای سریالهای جم میرفتیم، به محض اینکه مطلع میشدند با این شبکه همکاری میکنیم، به دلیل نگاه منفی به آن، با ما همکاری نمیکردند. از این رو با توجه به آنچه که در این مدت دید و تجربه کردم، متوجه شدم که نگاه کریمیان به فیلم و فیلمسازی صرفاً بیزینسی است و بس و به کار فرهنگی علاقه چندانی ندارد. ضمن اینکه از برگزاری کنسرتها نیز توانست درآمد بسیاری کسب کند.

با این حال من معتقدم که این شبکهها یا در آمدی از جایی دارند که ما نمیدانیم و یا از جانب کسی یا جایی حمایت میَشوند که کسی از آن هم مطلع نیست. در نهایت اینکه به تصور من، سعید کریمیان ماشین امضایی است که یا در این مسیر با اندیشهای که پشت تمام این کارها وجود دارد و یا به واسطه اندیشه افراد و یا نهادی که کسی از آن مطلع نیست پیش میرود. البته طبق شنیدههای من از داخل ایران توسط عدهای حمایت مالی هم میشود.

وی در پایان به بانی فیلم گفت : من فکر نمیکنم که این شبکههای تلویزیونی بتوانند در راهی که پیش گرفتهاند، موفق باشند و به زودی شاهد تعطیلی تک تک این شبکهها خواهیم بود. به خصوص با ساخت و تولید سریال «سالهای عاشقی» که یک تولید مستهجن در قالب یک سریال ایرانی با بازیگران ایرانی است،

این سریال مملو از صحنههای غیراخلاقی است و خطوط قرمزی را که تا به امروز رعایت میکرد در این سریال وجود ندارد. از این رو فکر نمیکنم که مخاطبان این شبکه چنین چیزی را بپذیرند و با دیدن این سریال حتی نگاهشان به این شبکهها تغییر کنند. بنابراین به زودی این شبکه با از دست دادن مخاطبان خود مواجه خواهد شد و دست آخر نوعی انزجار مخاطبانش را به همراه خواهد داشت. با اطمینان میگویم به واسطه نگرش مدیران این شبکههای تلویزیونی، در آینده نزدیک به دلیل مشکلات مالی تعطیل خواهند شد.

منبع: مشرق

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 17 مرداد 1395 ساعت: 21:48

به گزارش تریبون، رؤیا هاشمی خبرنگار حوزه اجتماعی در واکنش به کامنتهایی که برای سکینه خدابنده لو در رژه کاروان المپیک گذاشته بودند، نوشت:

«زیر این عکس را کامنت برداشته کامنت هایی که هرکدامشان اعتراض صاحبانشان را فریاد میزنند. فریاد میزنند از اینکه چرا یک نفر با سیاهی چادرش، رنگ را، هارمونی و هماهنگی را در کاروانمان بههمریخته؟! اما من این بههمریختگی را دوست دارم. این «سیاهیِ وسطِ آنهمه سفیدی» را دوست دارم. حتی اگر از حجاب اجباری دلپری داشته باشم یا اگر از چهره ترسناکی که گشت ارشاد از چادرم ساخته بیزار باشم؛ اما این بار دلم میخواهد از این شلختگی لذت ببرم و فکر کنم که هرز گاهی چه قدر میشود بعضی از این ناهماهنگیها و پلشتیها را دوست داشت. من امروز همانقدر که از دیدن ویلچرِ ناهماهنگ زهرا جان نعمتی در کاروانمان لذت بردم و با دیدنش چشمانم برق زد از دیدن آن «نقطه سیاهِ وسط آنهمه سفیدی» هم کیف کردم.

المپیک

المپیک 2

کیف کردم که کسی هست که بهقدر وسع خودش به دنیا بگوید که این چند متر پارچه سیاه که ما صدایش میکنیم «چادر» فقط برای عکسهای ترسناکِ زامبیهای داعش با آکساسوار سرهای بریده نیست! میشود با این چند متر پارچه سیاه، آدمها را دوست داشت، از صلح گفت و با آن به همه دنیا لبخند زد! من این «سیاهیِ وسط آن سفیدی» را دوست دارم چون امروز یک نفر بود که نهفقط به دنیا که به مردم خودمان بگوید باور کنید میشود با چادر بود و مثل دخترهای سنتی خانهنشین نبود. میشود با آن مسابقه داد، روی سکوی قهرمانی ایستاد، دور دنیا را گشت و منتظر اتفاق عجیبی نبود. روی حرفم با آنهایی است که این ناهماهنگی را دوست نداشتند، خواستم بگویم بیایید یک این بار چشمپوشی کنیم، این سیاهی وسط کاروانمان را سفید ببینیم. بیایید یک این بار این شلختگیها و ناهماهنگیها را دوست داشته باشیم اصلاً بیایید یک این بار دلمان نخواهد همهچیزمان به همهچیزمان بیاید!»

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 17 مرداد 1395 ساعت: 21:48

به گزارش تریبون، امروز قریب به یک دهه از آغاز این طرح میگذرد اما هنوز پس از طی شدن سه دوره ریاست جمهوری،نتوانستند کلید این واحد ها را آنطور که باید و شاید به مردمی که چشم انتظار خانه دار شدن هستند ،برسانند.

حال پس از یک دوره کوتاه مدت فرسایشی این طرح مراحل پایانی خود را طی می کند اما هنوز در توسعه زیرساختها با مشکلات جدی رو برو است به طوریکه گفته می شود برای تکمیل تمام زیرساخت های مسکن مهر به بیش از پنج هزار میلیارد تومان نیاز است.

همچنین گفته می شود که برای تکمیل واحد های امسال به بیش از هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است که هنوز ریالی از آن پرداخت نشده، متاسفانه تخصیص اعتبارات دولت به این پروژه قطره چکانی بوده و هنوز زمان دقیق اتمام آن نامشخص است.

حال این سوال پیش می آید که واقعا دولت مشغول به چه کاری است، آیا مهمتر از مردم نیز مسائلی وجود دارد که به آن رسیدگی شود؟

محمدرضا امیر کمالی،مشاور و نماینده وزیر نیرو در مسکن مهر درخصوص آخرین روند پیشرفت این طرح به ویژه در حوزه تامین زیرساخت ها اظهار داشت:وظیفه وزارت نیرو ایجاد زیرساخت های مربوط به آب، برق و فاضلاب در پروژه های مسکن مهر است.

وی ادامه داد: طبق قانون مذکور سازمان مدیریت و برنامه ریزی بایستی منابع مالی لازم را برای اجرای این زیر ساخت ها در اختیار وزارت نیرو قرار دهد، اما تاکنون تخصیص ها بسیار اندک بوده به طوریکه تا همین مرحله نیز شرکت های تابعه وزارت نیرو برای فعالیت و خدمات ارائه شده به منظور اجرای زیرساخت هایی نظیر لوله گذاری،ساخت تصفیه خانه، مخزن آب، پست انتقال و شبکه توزیع برق برای یک میلیون ۱۵۰ هزار واحد مسکن مهر بیش از هزار میلیارد تومان به پیمانکاران خود بدهی دارند.

وی تصریح کرد:در سال ۹۳ به دستور ویژه معاون اول ریاست جمهوری کمیته سه جانبه ای با حضور نماینده سازمان مدیریت و برنامه ریزی، نماینده وزارت راه شهر سازی(مهرآبادی) و نماینده وزارت نیرو (امیرکمالی) به منظور برآورد منابع مالی مورد نیازبرای تکمیل این پروژه، تشکیل شد که در نتیجه این گزارش اعلام شد در سال ۹۳، پنج هزار ۶۰۰میلیارد تومان برای تکمیل این پروژه اعتبار نیاز است.

امیرکمالی افزود: رقم مذکور برای پرداخت بدهی های آن سال و همچنین اجرا و تکمیل پروژه ها بود.
وی تاکید کرد: در بسیاری از شهرهای جنوبی کشور شرایط آب و هوایی به گونه ای است که باید آب و برق همیشه پایدار باشد، ضمن اینکه مکان یابی پروژه ها به سبب ارزانی زمین در جاهایی واقع شده که باید حتما سیستم جمع آوری و تصفیه خانه آب و فاضلاب در آن منطقه احداث شود، چراکه در این مناطق یا سطح آب های زیرزمینی بسیار بالا ست(نظیر بیرجند)، یا امکان دفع فاضلاب وجود ندارد که این امر منابع مالی زیادی را می طلبد.

مشاور وزیر نیرو در مسکن مهر با اشاره به کمبودهای مالی برای تکمیل زیرساخت های این پروژه اظهار داشت:طبق مصوبه هییت وزیران برای امسال ۱۶۵۰ میلیارد تومان برای اجرای پروژه ها درنظر گرفته شده اما این اعتبارات فقط روی کاغذ نوشته شده و حتی یک ریال هم تخصیص داده نشده است.
وی همچنین اذعان داشت: در سال های گذشته نیز مصوباتی خوبی به تایید رسیده بود اما از این اعتبارات ناچیز تنها ۲۰ تا ۲۵ درصد آن پرداخت شده است.

امیرکمالی در خصوص تکمیل زیر ساخت ۳۰۰ هزار واحد که قرار است تا پایان سال به بهره برداری برسد، گفت:اگر تخصیص ۱۶۵۰ میلیارد تومانی برای امسال به طور کامل پرداخت شود، تمام خدمات زیر ساختی این پروژه ها به پایان خواهد رسید.

وی افزود: از مبلغ مذکور ۲۵۰ میلیارد تومان از ردیف متفرقه محل منابع عمومی بودجه، ۴۰۰ میلیارد از منابع مدیریت بحران و ۱۰۰۰ میلیارد آن اسناد خزانه اسلامی است،مابقی مبلغ مورد نیاز تا پنج هزار ۶۰۰ میلیارد تومان نیز اگر طی سالهای آتی پرداخت شود، وزارت نیرو برای تامین زیرساخت های پایدار نظیر تصفیه خانه فاضلاب اقدام خواهد کرد.

مشاور وزیر نیرو در مسکن مهر اظهار داشت: بدهی های وزارت نیرو موجب افزایش قیمت تمام شده اجرای پروژه ها شده، علت این است که پیمانکاری که پول خود را دیرتر دریافت می کند برای جبران ضرر و زیان خود در پروژه بعدی قیمت را افزایش می دهد.

وی اظهار داشت:به دلیل کثرت تعداد پروژه ها و قرارگیری آن در مکان های مختلف و عجله در تسریع روند، در برخی از مناطق مکان یابی مناسبی صورت نگرفته، که این امر قیمت تاسیسات زیر بنایی و رو بنایی را برای وزارت راه و شهرسازی نیز بالابرده است.

وی افزود: درحال حاضر امکان تامین آب برای ۶۰۰ هزار نفر در شرق تهران(شهر پردیس) وجود ندارد و حتی در دولت قبل نیز طبق توافقات میان وزیران وقت که وزیر راه و شهر سازی دولت یازدهم(آخوندی) آن را امضا کرده بود نباید در این منطقه بیش از ۱۸۰ هزار نفر ساکن شوند.

وی ادامه داد: در این منطقه ۴ مدول فاضلاب باید ساخته شود که سهم وزارت نیرو ۲ تصفیه خانه است که که مراحل ساخت یکی از آن ها به پایان رسیده است.

امیر کمالی در پاسخ به این سوال که آیا برداشت از سهم زیر ساخت وزارت نیرو توسط وزارت راه و شهرسازی برای راه سازی صحت دارد، گفت: این صحبت ها را شنیده ام اما تایید یا تکذیب نمی کنم ضمن اینکه این مبالغ در حسابهای خود وزات راه بوده و ما بی خبر هستیم اما متاسفانه دیواری کوتاه تر از زیر ساخت وجود ندارد.

وی با اشاه به کیفیت آب منطقه مسکن های مهر شهر پردیس گفت: تصور مسئولین وزارت راه و شهرسازی بر این بود که اگر در کارگاه از این آب استفاده می شود مردم نیز می توانند از آن استفاده کنند. بر همین اساس آن را برای مصرف ۴۵۰۰ نفر اختصاص دادند که با اقدام به موقع این امر به تعویق افتاد و در حال حاضر از مخازن آب آشامیدنی، آب شرب این منطقه تامین می شود.

نماینده وزیر نیرو در مسکن مهر در خصوص همکاری شرکت های خارجی و تامین مالی پروژه ها توسط آن ها(فاینانس)، اظهار داشت:وزارت نیرو هموار سعی کرده تا از ماده ۱۵۶ و موارد دیگر استفاده کند اما به سبب اینکه مسکن مهر در ردیف متفرقه بودجه قرار داشته، استفاده از سرمایه خارجی امکان پذیر نبوده، برهمین اساس در ساخت تصفیه خانه از روش هایB.O.T و B.O.O با پیمانکار داخلی انجام می شود.

امیرکمالی در خصوص پیشرفت های مسکن مهر شهر تهران اظهار داشت: از ۱۳هزار واحد شهر پردیس که تامین زیر ساخت های آن بر عهده وزارت نیرو است تنها سه هزار واحد باقی مانده است.شهر اندیشه تقریبا تکمیل شده و در پرند نیز ۹۳ هزار واحد در اختیار این وزارت خانه است اما مشکل پرند نیز تامین منابع آبی است.

وی ادامه داد: تامین آب پردیس از سد لتیان و چاه های پایین دست آن، همچنین در دراز مدت از فرار آب سد لار و نیروگاه کلان نیز به تامین آن کمک خواهد شد، آب رسانی به شهر پرند هم از رینگ آب تهران خواهد بود که عملیات اجرایی این امر نیز در مراحل پایانی است.

وی تاکید کرد:هزینه انشعاب و کنتورها نیز به هیچ عنوان تغییری ندارد و ریالی نیز اضافه تر از تعرفه های قانونی دریافت نخواهد شد و تمامی مبالغ پرداختی برای انشعاب آب، آب و فاضلاب همچنین کنتور های برق بر اساس مصوبات دولت دریافت می شود.

امیرکمالی در پایان بار دیگر به بحران مالی وزارت نیرو برای تامین زیر ساخت مسکن مهر اشاره کرد و گفت: اگر تمامی تخصیص ها به طور کامل پرداخت شود، این وزارتخانه تمامی تعهدات خود را به موقع انجام خواهد داد.

صبحانه

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 17 مرداد 1395 ساعت: 21:48

به گزارش خبرنگار تریبون،شهید شامحمدی که بیش از ۱۰ سال در اسارت رژیم بعث عراق بود، روز گذشته پس از چند عمل جراحی، دربیمارستان ساسان تهران به ابدیت پیوست.

شامحمدی
بنابراین گزارش، این شهید بزرگوار، فردا یکشنبه(۱۷ مردادماه) ساعت ۹ صبح از مقابل منزلش واقع در خیابان پیروزی تهران-موتورآب،خیابان واضحی فرد تشییع و در قطعه ۵۰ بهشت زهرا در کنار همسنگرانش خواهد آرمید.

همچنین مراسم یادبود این شهید فردا عصر ساعت۱۷ تا ۱۸٫۳۰٫ در مسجد امام محمد تقی واقع در خیابان سرآسیاب دولاب،آب موتور خیابان پاسدار گمنام برگزار خواهد شد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 16 مرداد 1395 ساعت: 22:14

به گزارش تریبون، عباس افشار پدر خبرنگار شهید علیرضا افشار در گفت و گو با راه دانا؛ اظهار داشت: تقدیر یاری کرد تا فرزند من نیز به در خیل شهدا قرار گرفت و ما نیز به عنوان یکی از خانواده های شهدا قرار بگیریم.

وی با بیان اینکه تا قبل از شهادت علیرضا با بنیاد شهید ارتباطی نداشتم، افزود: بنیاد شهیدی که امام راحل به آن لقب افضل نهادها داده بودند امروز نتوانسته در آن جایگاه خود قرار داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه وام دار هیچ نهاد یا سازمانی نبوده و نیستم، گفت: حقوقی که علیرضا دریافت میکند همان حقوق صدا و سیما است.

وی بیان کرد: از وقتی به عنوان معتمد معین با بنیاد شهید شروع به کار کردم پیگیر امورات محوله شدم و با جمعی ازمسئولین از جمله فرماندار شمیرانات و.. به خانواده های شهدا سر میزدیم و مشکلات آنها را به گوش مسئولان بنیاد شهید می رساندیم.

افشار با بیان اینکه این ارتباط ها در حوزه های مختلف به خصوص حوزه درمان خانواده های شهدا برقرار می شد، گفت: در بنیاد مقرر است که شرکت های پیمانکار در حوزه درمان ماهی یک بار از خانواده های شهدا به منظور اجرای طرح پایش سلامت سر بزنند.

وی با اشاره به اینکه ساختار فساد در معاونت درمان بنیاد شهید از اینجا آغاز می شود، اضافه کرد: این شرکت ها پزشک استخدام کرده است که ماهی یک میلیون و ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار پایه حقوق به آن میدهد، به هر پزشک هم ماهیانه ۱۰۰ مریض در قالب ویزیت در منزل به شرکت های واسطه(مراقبت در منزل) میدهند که همین هم جای سوال است که کدام پزشک با این حقوقی حاضر به همکاری است؟ مگر در پشت پرده منافعی دیگری داشته باشد.

پدر شهید افشار در ادامه تصریح کرد: قرارداد بستن خود این شرکت ها زیر سوال است چونکه ضمانت اجرایی در آن دیده نمی شود. در سال ۸۸ واحدهای نظارتی نقشی در این قراردادها داشتند ولی خود به خود حذف شدند چون سیستم داشت مافیایی میشد.

وی با بیان اینکه بنیاد شهید برای شرکت های واسطه ۱۵ درصد کمیسیون تعریف کرده است که هیچ ماخذ و منبع قانونی نداشت، بیان کرد: معاونت درمان تهران بزرگ درصدد این بود که تعداد مراقب ها بیشتر شود برای اینکه چرخ شرکت ها بچرخد که من به آنها گفتم که شما به دنبال منافع شرکت ها هستید یا خانواده شهدا؟

افشار با اشاره به اینکه پیمانکار این ۱۵ درصد را میگیرد که پول خانواده را سر ماه بدهد، عنوان کرد: برخی شرکت ها میگفتند که اگر بخواهیم پول خانواده ها را سر وقت پرداخت کنیم ۳۰ درصد را به عنوان کارمزد برمی داریم و گاهی حتی کمتر از پول اصلی میدهند.

وی با بیان اینکه سرانگشتی که حساب میکنیم میبینیم که بالای میلیاردها تومان پول در این میان حیف و میل شده است، بیان کرد: واحدهای نظارتی بنیاد شهید اینقدر ضعیف هستند که هیچ نظارتی بر تضییع حقوق خانواده ها ندارند.

افشار ادامه داد: یکی از فسادهایی که به وجود آمده بود شرکت هایی هستند که صاحبانشان، خودشان معاونت درمان در مناطق مختلف بودند. یعنی خودش باید ویزیت می کرد و کار خودش را برای پرداخت تایید میکرد که خنده دار است.

وی با اشاره به اینکه این آدم ها به صورت زنجیره وار با هم در ارتباط بودند، گفت: متاسفانه این فساد را همه از جمله معاونت درمان بنیاد شهید میدانستند ولی هیچ اقدامی در جهت رفع این مشکلات انجام نمیدادند.

وی با بیان اینکه یک معاون نمیتواند خودش همکار در این طرح باشد و بخشنامه آن در بنیاد شهید موجود است، گفت: معاونت درمان تهران بزرگ با آگاهی کامل از برداشت های غیرقانونی این شرکت ها از سفره خانواده ها، کوچکترین اقدامی در راستای برطرف کردن این مشکلات نکرده است. صر ف نظر از اینکه مسئول اداره سلامت تهران بزرگ خود از پزشکان همکار در این طرح بوده است! پس از این اتفاقات ما نیز به مدیرکل تهران بزرگ گزارش مبسوطی از این اقدامات ازائه کردیم و بعد از مسکوت شدن پیگیری ها در این فساد با پیگیری از طریق متولیان نظارتی کشور اقدامات لازم صورت پذیرفت.

وی با اشاره به اینکه پس از این گزارش ۵ شرکت توسط مراجع قضایی دستگیر شدند، عنوان کرد: این شرکت ها نیز به صورت لابی و گلچین شدن به این طرح وارد شده بودند. یعنی باید از طریق مناقصه وارد میشدند که این اتفاق نمی افتاده است.

افشار ادامه داد: ضمانت های اجرایی قراردادها را بررسی که میکنیم میبینیم که اصلا ناظری وجود نداشته و کسی زیر بار مسئولیت نمیرفت و تنها به عنوان ناظر کیفی که یک نظارت صوری بوده است در قراردادها مشهود بود.

وی با بیان اینکه فرستادن مریض ها به شرکت ها دارای سیستم خاصی بود، گفت: شرکت هایی که وابسته به مسئولین طرح پایش سلامت بودند بیشترین مراقب را میپذیرفتند و شرکت های دیگر کمتر به آنها مریض سپرده می شد.

افشار با اشاره به اینکه شرکت ش م که از شاخص ترین شرکت های فساد در این طرح بوده است، طی دو ماه ۱۰۳۲۶ پرونده را بررسی کرده است، گفت: شرکت مهر پرور نیز که زمانی خودش مسئولیتی در بنیاد داشته با رانت استفاده از جایگاهش در این طرح شرکت کرده بود.

این پدر شهید با انتقاد از اینکه راس معاونت درمان بنیاد شهید نیز هیچ عکس العملی از خود نشان نداده است، گفت: باید سوال کنیم که منافع چه کسانی به خطر میافتد که در صحن علنی مجلس نگذاشتند تحقیق و تفحص مجلس از بنیاد شهید قرائت شود؟

وی با بیان اینکه متاسفانه کسانی به بنیاد لطمه میزنند که خودشان از جامعه هدف هستند، بیان کرد: مسئول برخورد با این اقدامات چه کسی است که در این سازمان به این عریض و طویلی این فسادها را شاهد هستیم.

افشار افزود: متاسفانه راس بنیاد شهید یا در سفرها در کنار رییس جمهور است و یا اینقدر گرفتاری دارد که وقتی برای شنیدن این حرف ندارد.

وی با بیان اینکه باید در حوزه های دیگر نیز بررسی صورت بگیرد تا مشکلات آن ها هم بازگو شود، گفت: در بخش املاک به من ملکی داده اند که ۷۰ درصد برای گرفتن آن به من تخفیف داده شده که برای من شبهه شرعی داشت و آنرا پس دادم.

افشار با اشاره به اینکه ملک خانواده دیگر را به شخص دیگر میدهند که از نظر قانون از مصادیق جرم است، گفت: خانه ای که توسط جامعه هدف متصرف شده است به چه اجازه و با چه معیار قانونی به خانواده دیگر فروخته می شود؟

وی با بیان اینکه در این نهاد کسانی پست های سازمانی را اشغال کرده اند که لیاقتش را ندارند، بیان کرد: رییس سازمان نباید نگاهی به این طرف داشته باشد تا ببیند در مجموعه اش چه میگذرد؟ یا متولیان بنیاد شهید خواب هستند یا خودشان را به خواب زده اند.

افشار با اشاره به اینکه باید بنیاد شهید را شخمی اساسی بزنند، گفت: در بنیاد درمان این نهاد فسادش بیداد میکند و متاسفانه معاونت درمان با آگاهی کامل از این فساد دارد به روند کارش ادامه میدهد.

وی ادامه داد: شرکتی در بنیاد شهید به نام متد است که در بحث تجهیزات پزشکی فعالیت دارد که به عنوان نمونه به شما ویلچر آلمانی را نشان ولی در زمان تحویل ویلچر چینی تحویل می دهند.

وی با بیان اینکه با ضعف و عدم توانمندی معاونت درمان بنیاد شهید دکتر عباسپور شاهد این اتفاقات هستیم، گفت: این فساد در درمان ختم نمی شود و در اقتصادی کوثر، متد، بانک دی و…نیز دیده می شود.

افشار با اشاره به اینکه متاسفانه این سیستم فساد در حوزه درمان از قدیم در بنیاد نهادینه بوده است، عنوان کرد: امروز نیز همان هایی که پایشان به ظاهر در این فساد قطع شده است در پشت سر به عنوان کارچاقکن فعالیت دارند.

وی ادامه داد: در بنیاد شهید بهره مندی جامعه هدف در دریافت خدمات یکسان نیست و امروز مدیرانی داریم که چیزهای بسیاری بلاعوض دریافت کرده اند.

پدر شهید افشار گفت: کسی نیست از آقای شهیدی سوال کند که معرف شفیع زاده مدیرعامل اسبق بانک دی چه کسی از اطرافیان شما بوده است؟

وی با بیان اینکه دریافت های نجومی در بنیاد شهید به این صورت است که چون قانون به درستی تعریف نشده است میتوانند قانون را دور بزنند، افزود: مدیر کل تهران به عنوان هیات مدیره در چند موسسه نیز مشغول فعالیت است که مشخص میشود خودش چه میزان حقوق می شود.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 16 مرداد 1395 ساعت: 19:25

به گزارش تریبون، اخیرآ لباس هایی با طرح های پوچ و بی هویت در بازارهای تهران و دیگر شهرستانها مد شده است که بدون هیچ نظارتی از سوی مسئولان در حال توزیع به قیمت ارزان در کشور است.

پوشاک

بنابراین گزارش، به دنبال مد شدن برخی لباس ها با نوشته ها و طرح های زشت و نامناسب و تصاویر مبتذل که ناشی از غرب زدگی و ابتذال فرهنگی و بی توجهی مسئولان امر در کشور است این روزها مدل ها و طرح های پوچ دیگری هم راهی ایران می شود تا جایی که این روزها یک طراح آلمانی اقدام به طراحی لباس هایی با عکس و طرح فاضلاب نموده و این لباس های اسپرت به عنوان مد روز روشنفکران در دنیا توزیع می شود.

حال باید دید بعد از مد شدن طرح های مبتذل غربی در تهران و دیگر شهرها باید منتظر طرح فاضلاب روی لباس های جوانان تهرانی باشیم و یا مسدولان بیدار می شوند و در مقابل ابتذالات فرهنگی می ایستند؟!

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 16 مرداد 1395 ساعت: 19:25

به گزارش خبرنگار تریبون،وزارت بهداشت در خردادماه سال جاری طی قرارداد ۲ میلیاردی، آنهم مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت، نظارت بر مراکز درمان اعتیاد را به بسیج جامعه پزشکی واگذار کرد که البته تاکنون هیچ کدام از امضا کنندگان این قرارداد دلیل عدول از سیاستهای رهبری را اعلام نکرده اند!

اظهارنظرهای متناقض و آشفته مسئولان مجری طرح نظارت در وزارت بهداشت و بسیج جامعه پزشکی!

در همین زمینه مسئولان اجرا کننده طرح نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در گفتگوهای جداگانه آشفته ای نظرات متناقضی درباره دلایل برون سپاری و نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال ارائه می دهند!دکتر حاجبی مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت و مسئول اجرای این طرح در وزارت بهداشت “کمبود نیرو” را از دلایل برون سپاری نظارت عنوان می کند. وی درباره دلایل برون سپاری و واگذاری نظارت از وزارت بهداشت به بسیج جامعه پزشکی به خبرنگار مهر چنین می گوید: “در خصوص نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در سراسر کشور طی مراحل کارشناسی، معیارها و چک لیست هایی در ستاد وزارت بهداشت آماده شده است که با توجه به تعداد بالای این مراکز در سطح کشور، و نیاز به اجرای کامل و دقیق امر نظارت بر مراکز، و حساسیت موضوع، نیاز به نیروی مازاد بر پرسنل فعلی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود، که در نتیجه اجرای آن تحت نظارت وزارت بهداشت، برون سپاری گردید.”

عکس

اما دکتر عابدی به عنوان مسئول طرح در بسیج جامعه پزشکی و معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی که البته امضا کننده قرارداد مذکور نیز می باشد، نظر دیگری در این رابطه دارد.وی در گفتگو با روزنامه سپید از حضور ۹۰ درصد از کارکنان وزارت بهداشت در اجرای این طرح خبر می دهد.عابدی در گفتگو با روزنامه سپید چنین می گوید: کسانی در این طرح مشارکت خواهند داشت که ۹۰ درصد آنها کارمند وزارت بهداشت هستند!!! یعنی تنها برای جبران ۱۰ درصد کسری نیرو، ۲ میلیارد تومان بودجه هزینه و کل بسیج جامعه پزشکی کشور به کار گرفته شده اند.

اظهارنظرهای سئوال برانگیز درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال

این اظهارنظرهای کاملا متناقض و سئوال برانگیز در حالی صورت می گیرد که نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد مبلغ قرارداد با اما و اگر همراه است.قاعدتا در این باره چند فرضیه مطرخ می شود. بر اساس اظهارات عابدی قرار است بودجه از وزارت بهداشت تحت عنوان برون سپاری خارج شود و دوباره به کارمندان وزارت بهداشت تخصیص یابد! چون ایشان گفته اند ۹۰ درصد اجرا کنندگان طرح خود کارمندان وزارت بهداشت هستند و پول را به اینها می دهیم!! از یک طرف دکتر حاجبی فرموده اند بدلیل کمبود نیرو از ظرفیت بیرونی استفاده کرده ایم.

علامت سئوال بزرگ:

این ۲ میلیارد قرار است به کارمندان وزارتخانه تعلق گیرد یا به عبارتی بسیج جامعه پزشکی مسئول تقسیم ۲ میلیارد بودجه بین کارمندان وزارت بهداشت شده است یا …..!!

یا بودجه مذکور از درون وزارت بهداشت به بیرون منتقل و دوباره به داخل وزارت بهداشت واریز می شود!! و یا به بهانه هزینه برای کارمندان وزارت بهداشت ۲ میلیارد از بیت المال برداشته می شود و این ابهام می تواند برای نیروی مقدسی مانند بسیج که در حوزه اقتصادی مطالبه گر است شائبه برانگیز باشد و لازم است هر چه زودتر مسئولان در این حوزه ورود و از خدشه دار شدن حیثیت بسیج جلوگیری کنند.خصوصا اینکه بسیج جامعه پزشکی فعالیتهای بسیاری ارزشمند و خدمات شایسته ای در حوزه سلامت داشته است.

نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد بودجه از زبان معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی:

این اظهارنظرهای متناقض زمانی به اوج خود می رسد که رقمی معادل ۲ میلیاردتومان بودجه از بیت المال احتمالا بدون نظارت در حال جابجایی است و هیچ نهاد نظارت کننده ای تاکنون به این مهم ورود نکرده است. دکتر عابدی معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد تومان از بودجه ضمن تاکید بر هزینه برای ابزارهای لازم چنین می گوید: بودجه درنظر گرفته شده قرار است به پزشک، پرستار و پیراپزشکی برسد که خود کارمند وزارت بهداشت هستند!!

اظهارنظرهای متناقض معاون هماهنگ کننده بسیج با خودش در یک مصاحبه!!

عابدی در پاسخ به سئوال دیگری که پرسیده می شود آیا واگذاری نظارت مغایر با سیاستهای رهبر معظم انقلاب نیست؟یا فکر نمی کنید باید مناقصه برگزار می شد؟ جواب متناقضی می دهد! عابدی می گوید: “همانطور که وزیر بهداشت فرمودند، نظارت بر مجری نباید توسط خود مجری صورت گیرد و لازم است ناظرانی از بیرون بر مجریان نظارت داشته باشند” . این در حالی است که عابدی در چند سطر عقب تر گفته بود ما از ۹۰ درصد خود کارمندان وزارت بهداشت استفاده می کنیم و ۲ میلیارد را به اینها می دهیم!! اما چند سطر پایین تر بر لزوم برون سپاری تاکید داشته است!!

منظور آقای وزیر از برون سپاری نظارت چیست؟

چندی پیش وزیر محترم بهداشت در اظهار نظری از تاسیس شرکتی خبر دادند که قرار است خارج از وزارتخانه امر حاکمیتی نظارت را بر عهده بگیرند.شرکتی که مشخص نیست همان پزشک ،پرستار و یا پیراپزشک کارمند وزارت بهداشت قرار است کار نظارت را برعهده بگیرند منتها بدون وابستگی دولتی! یا از افراد شخصی در این زمینه قرار است استفاده شود که به هیچ کجا تعهد ندارند! یا در حالیکه قبلا کارمندان وزارت بهداشت به دلیل وابستگی شغلی خود متعهد به نظارت دقیق بودند این بار تحت یک شرکت خصوصی قرار است بدون آن ساز و کارهای دولتی این کار را انجام دهند.

دلیل تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر حاکمیتی بودن امر نظارت

برخی از کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین دلایلی که رهبر معظم انقلاب در سیاستهای ابلاغی خودشان در حوزه سلامت و در سال ۹۳ تاکید بر تفکیک وظایف وزارت بهداشت داشته اند و نظارت را امری حاکمیتی دانسته بودند برای جلوگیری از سوء استفاده های اینچنینی بوده است.

گفتنی است اینگونه اظهارنظرهای متناقض و مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب آنهم در نهاد مطالبه گری همچون بسیج مایه تاسف و شبهه براگیز است که ضروری است مسئولین ارشد سپاه و بسیج هرچه زودتر درباره آن شفاف سازی کنند تا خدای نکرده چهره زحمت کش بسیج توسط افرادی ناآگاه در آن مجموعه خدشه دار نشود.

ورود بسیج بر کارهای زمین مانده تحت امر رهبری و مطابق با قوانین یا تحت لوای قراردادهای ۲ میلیاردی!

اگر چه مسئول هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی در گفتگو با روزنامه سپید و در پاسخ به این سئوال که “فکر نمی کنید کار شما مغایر با قوانین کشور و سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب است” می گوید: “فلسفه وجودی بسیج آن است که هر جا لازم باشد ورود کند”، باید گفت بسیج اول باید به دستورات رهبر معظم انقلاب لبیک بگوید و همزمان به قوانین جاری کشور نیز احترام بگذارد وگرنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. نه آنکه هر جا صحبت از ۲ میلیارد تومان باشد برخی مسئولان بسیج جامعه پزشکی از دستورات رهبری عدول کند. ضمن اینکه عدول از دستورات معظم له آنهم با عنوان بسیج می تواند تبعات بدی داشته باشد و زمینه را برای سوء استفاده دیگران فراهم سازد.

هشدارهای مکرر بسیج دانشجویی درباره عدم واگذاری نظارت/آیا بر کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی هم نظارت می شود؟

همانطور که بسیاری از رسانه ها منتشر کردند بسیج دانشجویی کشور در سالهای گذشته مکررا از وزارت بهداشت خواسته اند از واگذاری امر حاکمیتی خود داری کنند. نمونه بارز این مطالبه گری نامه مورخ ۱۷ مردادماه سال ۱۳۹۴ خطاب به وزیر بهداشت می باشد. شاید بسیج مطالبه گر در آن مقطع خبر از دستهای پشت پرده برای راه اندازی شرکتهای میلیاردی برای واگذاری امر حاکمیتی داشته است که هشدارهای مطالبه گر بسیج دانشجویی کشور مبنی بر غیرقانونی بودن این واگذاری را به همراه داشت.اما متاسفانه برخی مسئولین بسیج جامعه پزشکی که البته رویکردی متفاوت از سایر بسیج کشور دارد جاده صاف کن این مسیر شده اند؛ تا جایی که وزیر محترم بهداشت خبر از راه اندازی موسسه ای بیرونی برای واگذاری نظارت خبر دادند!! و تاسف بارتر اینکه این بار ظاهرا قرار است همان کارمندان منتها در قالبی دیگر این کار را انجام بدهند. سئوال اینجاست که آیا کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی خاص نیز در همین مسیر قرار می گیرد؟

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 16 مرداد 1395 ساعت: 19:25

به گزارش تریبون، عباس افشار پدر خبرنگار شهید علیرضا افشار در گفت و گو با راه دانا؛ اظهار داشت: تقدیر یاری کرد تا فرزند من نیز به در خیل شهدا قرار گرفت و ما نیز به عنوان یکی از خانواده های شهدا قرار بگیریم.

وی با بیان اینکه تا قبل از شهادت علیرضا با بنیاد شهید ارتباطی نداشتم، افزود: بنیاد شهیدی که امام راحل به آن لقب افضل نهادها داده بودند امروز نتوانسته در آن جایگاه خود قرار داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه وام دار هیچ نهاد یا سازمانی نبوده و نیستم، گفت: حقوقی که علیرضا دریافت میکند همان حقوق صدا و سیما است.

وی بیان کرد: از وقتی به عنوان معتمد معین با بنیاد شهید شروع به کار کردم پیگیر امورات محوله شدم و با جمعی ازمسئولین از جمله فرماندار شمیرانات و.. به خانواده های شهدا سر میزدیم و مشکلات آنها را به گوش مسئولان بنیاد شهید می رساندیم.

افشار با بیان اینکه این ارتباط ها در حوزه های مختلف به خصوص حوزه درمان خانواده های شهدا برقرار می شد، گفت: در بنیاد مقرر است که شرکت های پیمانکار در حوزه درمان ماهی یک بار از خانواده های شهدا به منظور اجرای طرح پایش سلامت سر بزنند.

وی با اشاره به اینکه ساختار فساد در معاونت درمان بنیاد شهید از اینجا آغاز می شود، اضافه کرد: این شرکت ها پزشک استخدام کرده است که ماهی یک میلیون و ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار پایه حقوق به آن میدهد، به هر پزشک هم ماهیانه ۱۰۰ مریض در قالب ویزیت در منزل به شرکت های واسطه(مراقبت در منزل) میدهند که همین هم جای سوال است که کدام پزشک با این حقوقی حاضر به همکاری است؟ مگر در پشت پرده منافعی دیگری داشته باشد.

پدر شهید افشار در ادامه تصریح کرد: قرارداد بستن خود این شرکت ها زیر سوال است چونکه ضمانت اجرایی در آن دیده نمی شود. در سال ۸۸ واحدهای نظارتی نقشی در این قراردادها داشتند ولی خود به خود حذف شدند چون سیستم داشت مافیایی میشد.

وی با بیان اینکه بنیاد شهید برای شرکت های واسطه ۱۵ درصد کمیسیون تعریف کرده است که هیچ ماخذ و منبع قانونی نداشت، بیان کرد: معاونت درمان تهران بزرگ درصدد این بود که تعداد مراقب ها بیشتر شود برای اینکه چرخ شرکت ها بچرخد که من به آنها گفتم که شما به دنبال منافع شرکت ها هستید یا خانواده شهدا؟

افشار با اشاره به اینکه پیمانکار این ۱۵ درصد را میگیرد که پول خانواده را سر ماه بدهد، عنوان کرد: برخی شرکت ها میگفتند که اگر بخواهیم پول خانواده ها را سر وقت پرداخت کنیم ۳۰ درصد را به عنوان کارمزد برمی داریم و گاهی حتی کمتر از پول اصلی میدهند.

وی با بیان اینکه سرانگشتی که حساب میکنیم میبینیم که بالای میلیاردها تومان پول در این میان حیف و میل شده است، بیان کرد: واحدهای نظارتی بنیاد شهید اینقدر ضعیف هستند که هیچ نظارتی بر تضییع حقوق خانواده ها ندارند.

افشار ادامه داد: یکی از فسادهایی که به وجود آمده بود شرکت هایی هستند که صاحبانشان، خودشان معاونت درمان در مناطق مختلف بودند. یعنی خودش باید ویزیت می کرد و کار خودش را برای پرداخت تایید میکرد که خنده دار است.

وی با اشاره به اینکه این آدم ها به صورت زنجیره وار با هم در ارتباط بودند، گفت: متاسفانه این فساد را همه از جمله معاونت درمان بنیاد شهید میدانستند ولی هیچ اقدامی در جهت رفع این مشکلات انجام نمیدادند.

وی با بیان اینکه یک معاون نمیتواند خودش همکار در این طرح باشد و بخشنامه آن در بنیاد شهید موجود است، گفت: معاونت درمان تهران بزرگ با آگاهی کامل از برداشت های غیرقانونی این شرکت ها از سفره خانواده ها، کوچکترین اقدامی در راستای برطرف کردن این مشکلات نکرده است. صر ف نظر از اینکه مسئول اداره سلامت تهران بزرگ خود از پزشکان همکار در این طرح بوده است! پس از این اتفاقات ما نیز به مدیرکل تهران بزرگ گزارش مبسوطی از این اقدامات ازائه کردیم و بعد از مسکوت شدن پیگیری ها در این فساد با پیگیری از طریق متولیان نظارتی کشور اقدامات لازم صورت پذیرفت.

وی با اشاره به اینکه پس از این گزارش ۵ شرکت توسط مراجع قضایی دستگیر شدند، عنوان کرد: این شرکت ها نیز به صورت لابی و گلچین شدن به این طرح وارد شده بودند. یعنی باید از طریق مناقصه وارد میشدند که این اتفاق نمی افتاده است.

افشار ادامه داد: ضمانت های اجرایی قراردادها را بررسی که میکنیم میبینیم که اصلا ناظری وجود نداشته و کسی زیر بار مسئولیت نمیرفت و تنها به عنوان ناظر کیفی که یک نظارت صوری بوده است در قراردادها مشهود بود.

وی با بیان اینکه فرستادن مریض ها به شرکت ها دارای سیستم خاصی بود، گفت: شرکت هایی که وابسته به مسئولین طرح پایش سلامت بودند بیشترین مراقب را میپذیرفتند و شرکت های دیگر کمتر به آنها مریض سپرده می شد.

افشار با اشاره به اینکه شرکت ش م که از شاخص ترین شرکت های فساد در این طرح بوده است، طی دو ماه ۱۰۳۲۶ پرونده را بررسی کرده است، گفت: شرکت مهر پرور نیز که زمانی خودش مسئولیتی در بنیاد داشته با رانت استفاده از جایگاهش در این طرح شرکت کرده بود.

این پدر شهید با انتقاد از اینکه راس معاونت درمان بنیاد شهید نیز هیچ عکس العملی از خود نشان نداده است، گفت: باید سوال کنیم که منافع چه کسانی به خطر میافتد که در صحن علنی مجلس نگذاشتند تحقیق و تفحص مجلس از بنیاد شهید قرائت شود؟

وی با بیان اینکه متاسفانه کسانی به بنیاد لطمه میزنند که خودشان از جامعه هدف هستند، بیان کرد: مسئول برخورد با این اقدامات چه کسی است که در این سازمان به این عریض و طویلی این فسادها را شاهد هستیم.

افشار افزود: متاسفانه راس بنیاد شهید یا در سفرها در کنار رییس جمهور است و یا اینقدر گرفتاری دارد که وقتی برای شنیدن این حرف ندارد.

وی با بیان اینکه باید در حوزه های دیگر نیز بررسی صورت بگیرد تا مشکلات آن ها هم بازگو شود، گفت: در بخش املاک به من ملکی داده اند که ۷۰ درصد برای گرفتن آن به من تخفیف داده شده که برای من شبهه شرعی داشت و آنرا پس دادم.

افشار با اشاره به اینکه ملک خانواده دیگر را به شخص دیگر میدهند که از نظر قانون از مصادیق جرم است، گفت: خانه ای که توسط جامعه هدف متصرف شده است به چه اجازه و با چه معیار قانونی به خانواده دیگر فروخته می شود؟

وی با بیان اینکه در این نهاد کسانی پست های سازمانی را اشغال کرده اند که لیاقتش را ندارند، بیان کرد: رییس سازمان نباید نگاهی به این طرف داشته باشد تا ببیند در مجموعه اش چه میگذرد؟ یا متولیان بنیاد شهید خواب هستند یا خودشان را به خواب زده اند.

افشار با اشاره به اینکه باید بنیاد شهید را شخمی اساسی بزنند، گفت: در بنیاد درمان این نهاد فسادش بیداد میکند و متاسفانه معاونت درمان با آگاهی کامل از این فساد دارد به روند کارش ادامه میدهد.

وی ادامه داد: شرکتی در بنیاد شهید به نام متد است که در بحث تجهیزات پزشکی فعالیت دارد که به عنوان نمونه به شما ویلچر آلمانی را نشان ولی در زمان تحویل ویلچر چینی تحویل می دهند.

وی با بیان اینکه با ضعف و عدم توانمندی معاونت درمان بنیاد شهید دکتر عباسپور شاهد این اتفاقات هستیم، گفت: این فساد در درمان ختم نمی شود و در اقتصادی کوثر، متد، بانک دی و…نیز دیده می شود.

افشار با اشاره به اینکه متاسفانه این سیستم فساد در حوزه درمان از قدیم در بنیاد نهادینه بوده است، عنوان کرد: امروز نیز همان هایی که پایشان به ظاهر در این فساد قطع شده است در پشت سر به عنوان کارچاقکن فعالیت دارند.

وی ادامه داد: در بنیاد شهید بهره مندی جامعه هدف در دریافت خدمات یکسان نیست و امروز مدیرانی داریم که چیزهای بسیاری بلاعوض دریافت کرده اند.

پدر شهید افشار گفت: کسی نیست از آقای شهیدی سوال کند که معرف شفیع زاده مدیرعامل اسبق بانک دی چه کسی از اطرافیان شما بوده است؟

وی با بیان اینکه دریافت های نجومی در بنیاد شهید به این صورت است که چون قانون به درستی تعریف نشده است میتوانند قانون را دور بزنند، افزود: مدیر کل تهران به عنوان هیات مدیره در چند موسسه نیز مشغول فعالیت است که مشخص میشود خودش چه میزان حقوق می شود.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 21:05

به گزارش تریبون، اخیرآ لباس هایی با طرح های پوچ و بی هویت در بازارهای تهران و دیگر شهرستانها مد شده است که بدون هیچ نظارتی از سوی مسئولان در حال توزیع به قیمت ارزان در کشور است.

پوشاک

بنابراین گزارش، به دنبال مد شدن برخی لباس ها با نوشته ها و طرح های زشت و نامناسب و تصاویر مبتذل که ناشی از غرب زدگی و ابتذال فرهنگی و بی توجهی مسئولان امر در کشور است این روزها مدل ها و طرح های پوچ دیگری هم راهی ایران می شود تا جایی که این روزها یک طراح آلمانی اقدام به طراحی لباس هایی با عکس و طرح فاضلاب نموده و این لباس های اسپرت به عنوان مد روز روشنفکران در دنیا توزیع می شود.

حال باید دید بعد از مد شدن طرح های مبتذل غربی در تهران و دیگر شهرها باید منتظر طرح فاضلاب روی لباس های جوانان تهرانی باشیم و یا مسدولان بیدار می شوند و در مقابل ابتذالات فرهنگی می ایستند؟!

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 21:05

به گزارش خبرنگار تریبون،وزارت بهداشت در خردادماه سال جاری طی قرارداد ۲ میلیاردی، آنهم مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت، نظارت بر مراکز درمان اعتیاد را به بسیج جامعه پزشکی واگذار کرد که البته تاکنون هیچ کدام از امضا کنندگان این قرارداد دلیل عدول از سیاستهای رهبری را اعلام نکرده اند!

اظهارنظرهای متناقض و آشفته مسئولان مجری طرح نظارت در وزارت بهداشت و بسیج جامعه پزشکی!

در همین زمینه مسئولان اجرا کننده طرح نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در گفتگوهای جداگانه آشفته ای نظرات متناقضی درباره دلایل برون سپاری و نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال ارائه می دهند!دکتر حاجبی مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت و مسئول اجرای این طرح در وزارت بهداشت “کمبود نیرو” را از دلایل برون سپاری نظارت عنوان می کند. وی درباره دلایل برون سپاری و واگذاری نظارت از وزارت بهداشت به بسیج جامعه پزشکی به خبرنگار مهر چنین می گوید: “در خصوص نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در سراسر کشور طی مراحل کارشناسی، معیارها و چک لیست هایی در ستاد وزارت بهداشت آماده شده است که با توجه به تعداد بالای این مراکز در سطح کشور، و نیاز به اجرای کامل و دقیق امر نظارت بر مراکز، و حساسیت موضوع، نیاز به نیروی مازاد بر پرسنل فعلی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود، که در نتیجه اجرای آن تحت نظارت وزارت بهداشت، برون سپاری گردید.”

عکس

اما دکتر عابدی به عنوان مسئول طرح در بسیج جامعه پزشکی و معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی که البته امضا کننده قرارداد مذکور نیز می باشد، نظر دیگری در این رابطه دارد.وی در گفتگو با روزنامه سپید از حضور ۹۰ درصد از کارکنان وزارت بهداشت در اجرای این طرح خبر می دهد.عابدی در گفتگو با روزنامه سپید چنین می گوید: کسانی در این طرح مشارکت خواهند داشت که ۹۰ درصد آنها کارمند وزارت بهداشت هستند!!! یعنی تنها برای جبران ۱۰ درصد کسری نیرو، ۲ میلیارد تومان بودجه هزینه و کل بسیج جامعه پزشکی کشور به کار گرفته شده اند.

اظهارنظرهای سئوال برانگیز درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال

این اظهارنظرهای کاملا متناقض و سئوال برانگیز در حالی صورت می گیرد که نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد مبلغ قرارداد با اما و اگر همراه است.قاعدتا در این باره چند فرضیه مطرخ می شود. بر اساس اظهارات عابدی قرار است بودجه از وزارت بهداشت تحت عنوان برون سپاری خارج شود و دوباره به کارمندان وزارت بهداشت تخصیص یابد! چون ایشان گفته اند ۹۰ درصد اجرا کنندگان طرح خود کارمندان وزارت بهداشت هستند و پول را به اینها می دهیم!! از یک طرف دکتر حاجبی فرموده اند بدلیل کمبود نیرو از ظرفیت بیرونی استفاده کرده ایم.

علامت سئوال بزرگ:

این ۲ میلیارد قرار است به کارمندان وزارتخانه تعلق گیرد یا به عبارتی بسیج جامعه پزشکی مسئول تقسیم ۲ میلیارد بودجه بین کارمندان وزارت بهداشت شده است یا …..!!

یا بودجه مذکور از درون وزارت بهداشت به بیرون منتقل و دوباره به داخل وزارت بهداشت واریز می شود!! و یا به بهانه هزینه برای کارمندان وزارت بهداشت ۲ میلیارد از بیت المال برداشته می شود و این ابهام می تواند برای نیروی مقدسی مانند بسیج که در حوزه اقتصادی مطالبه گر است شائبه برانگیز باشد و لازم است هر چه زودتر مسئولان در این حوزه ورود و از خدشه دار شدن حیثیت بسیج جلوگیری کنند.خصوصا اینکه بسیج جامعه پزشکی فعالیتهای بسیاری ارزشمند و خدمات شایسته ای در حوزه سلامت داشته است.

نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد بودجه از زبان معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی:

این اظهارنظرهای متناقض زمانی به اوج خود می رسد که رقمی معادل ۲ میلیاردتومان بودجه از بیت المال احتمالا بدون نظارت در حال جابجایی است و هیچ نهاد نظارت کننده ای تاکنون به این مهم ورود نکرده است. دکتر عابدی معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد تومان از بودجه ضمن تاکید بر هزینه برای ابزارهای لازم چنین می گوید: بودجه درنظر گرفته شده قرار است به پزشک، پرستار و پیراپزشکی برسد که خود کارمند وزارت بهداشت هستند!!

اظهارنظرهای متناقض معاون هماهنگ کننده بسیج با خودش در یک مصاحبه!!

عابدی در پاسخ به سئوال دیگری که پرسیده می شود آیا واگذاری نظارت مغایر با سیاستهای رهبر معظم انقلاب نیست؟یا فکر نمی کنید باید مناقصه برگزار می شد؟ جواب متناقضی می دهد! عابدی می گوید: “همانطور که وزیر بهداشت فرمودند، نظارت بر مجری نباید توسط خود مجری صورت گیرد و لازم است ناظرانی از بیرون بر مجریان نظارت داشته باشند” . این در حالی است که عابدی در چند سطر عقب تر گفته بود ما از ۹۰ درصد خود کارمندان وزارت بهداشت استفاده می کنیم و ۲ میلیارد را به اینها می دهیم!! اما چند سطر پایین تر بر لزوم برون سپاری تاکید داشته است!!

منظور آقای وزیر از برون سپاری نظارت چیست؟

چندی پیش وزیر محترم بهداشت در اظهار نظری از تاسیس شرکتی خبر دادند که قرار است خارج از وزارتخانه امر حاکمیتی نظارت را بر عهده بگیرند.شرکتی که مشخص نیست همان پزشک ،پرستار و یا پیراپزشک کارمند وزارت بهداشت قرار است کار نظارت را برعهده بگیرند منتها بدون وابستگی دولتی! یا از افراد شخصی در این زمینه قرار است استفاده شود که به هیچ کجا تعهد ندارند! یا در حالیکه قبلا کارمندان وزارت بهداشت به دلیل وابستگی شغلی خود متعهد به نظارت دقیق بودند این بار تحت یک شرکت خصوصی قرار است بدون آن ساز و کارهای دولتی این کار را انجام دهند.

دلیل تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر حاکمیتی بودن امر نظارت

برخی از کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین دلایلی که رهبر معظم انقلاب در سیاستهای ابلاغی خودشان در حوزه سلامت و در سال ۹۳ تاکید بر تفکیک وظایف وزارت بهداشت داشته اند و نظارت را امری حاکمیتی دانسته بودند برای جلوگیری از سوء استفاده های اینچنینی بوده است.

گفتنی است اینگونه اظهارنظرهای متناقض و مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب آنهم در نهاد مطالبه گری همچون بسیج مایه تاسف و شبهه براگیز است که ضروری است مسئولین ارشد سپاه و بسیج هرچه زودتر درباره آن شفاف سازی کنند تا خدای نکرده چهره زحمت کش بسیج توسط افرادی ناآگاه در آن مجموعه خدشه دار نشود.

ورود بسیج بر کارهای زمین مانده تحت امر رهبری و مطابق با قوانین یا تحت لوای قراردادهای ۲ میلیاردی!

اگر چه مسئول هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی در گفتگو با روزنامه سپید و در پاسخ به این سئوال که “فکر نمی کنید کار شما مغایر با قوانین کشور و سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب است” می گوید: “فلسفه وجودی بسیج آن است که هر جا لازم باشد ورود کند”، باید گفت بسیج اول باید به دستورات رهبر معظم انقلاب لبیک بگوید و همزمان به قوانین جاری کشور نیز احترام بگذارد وگرنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. نه آنکه هر جا صحبت از ۲ میلیارد تومان باشد برخی مسئولان بسیج جامعه پزشکی از دستورات رهبری عدول کند. ضمن اینکه عدول از دستورات معظم له آنهم با عنوان بسیج می تواند تبعات بدی داشته باشد و زمینه را برای سوء استفاده دیگران فراهم سازد.

هشدارهای مکرر بسیج دانشجویی درباره عدم واگذاری نظارت/آیا بر کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی هم نظارت می شود؟

همانطور که بسیاری از رسانه ها منتشر کردند بسیج دانشجویی کشور در سالهای گذشته مکررا از وزارت بهداشت خواسته اند از واگذاری امر حاکمیتی خود داری کنند. نمونه بارز این مطالبه گری نامه مورخ ۱۷ مردادماه سال ۱۳۹۴ خطاب به وزیر بهداشت می باشد. شاید بسیج مطالبه گر در آن مقطع خبر از دستهای پشت پرده برای راه اندازی شرکتهای میلیاردی برای واگذاری امر حاکمیتی داشته است که هشدارهای مطالبه گر بسیج دانشجویی کشور مبنی بر غیرقانونی بودن این واگذاری را به همراه داشت.اما متاسفانه برخی مسئولین بسیج جامعه پزشکی که البته رویکردی متفاوت از سایر بسیج کشور دارد جاده صاف کن این مسیر شده اند؛ تا جایی که وزیر محترم بهداشت خبر از راه اندازی موسسه ای بیرونی برای واگذاری نظارت خبر دادند!! و تاسف بارتر اینکه این بار ظاهرا قرار است همان کارمندان منتها در قالبی دیگر این کار را انجام بدهند. سئوال اینجاست که آیا کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی خاص نیز در همین مسیر قرار می گیرد؟

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: جمعه 15 مرداد 1395 ساعت: 21:05

به گزارش تریبون، عباس افشار پدر خبرنگار شهید علیرضا افشار در گفت و گو با راه دانا؛ اظهار داشت: تقدیر یاری کرد تا فرزند من نیز به در خیل شهدا قرار گرفت و ما نیز به عنوان یکی از خانواده های شهدا قرار بگیریم.

وی با بیان اینکه تا قبل از شهادت علیرضا با بنیاد شهید ارتباطی نداشتم، افزود: بنیاد شهیدی که امام راحل به آن لقب افضل نهادها داده بودند امروز نتوانسته در آن جایگاه خود قرار داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه وام دار هیچ نهاد یا سازمانی نبوده و نیستم، گفت: حقوقی که علیرضا دریافت میکند همان حقوق صدا و سیما است.

وی بیان کرد: از وقتی به عنوان معتمد معین با بنیاد شهید شروع به کار کردم پیگیر امورات محوله شدم و با جمعی ازمسئولین از جمله فرماندار شمیرانات و.. به خانواده های شهدا سر میزدیم و مشکلات آنها را به گوش مسئولان بنیاد شهید می رساندیم.

افشار با بیان اینکه این ارتباط ها در حوزه های مختلف به خصوص حوزه درمان خانواده های شهدا برقرار می شد، گفت: در بنیاد مقرر است که شرکت های پیمانکار در حوزه درمان ماهی یک بار از خانواده های شهدا به منظور اجرای طرح پایش سلامت سر بزنند.

وی با اشاره به اینکه ساختار فساد در معاونت درمان بنیاد شهید از اینجا آغاز می شود، اضافه کرد: این شرکت ها پزشک استخدام کرده است که ماهی یک میلیون و ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار پایه حقوق به آن میدهد، به هر پزشک هم ماهیانه ۱۰۰ مریض در قالب ویزیت در منزل به شرکت های واسطه(مراقبت در منزل) میدهند که همین هم جای سوال است که کدام پزشک با این حقوقی حاضر به همکاری است؟ مگر در پشت پرده منافعی دیگری داشته باشد.

پدر شهید افشار در ادامه تصریح کرد: قرارداد بستن خود این شرکت ها زیر سوال است چونکه ضمانت اجرایی در آن دیده نمی شود. در سال ۸۸ واحدهای نظارتی نقشی در این قراردادها داشتند ولی خود به خود حذف شدند چون سیستم داشت مافیایی میشد.

وی با بیان اینکه بنیاد شهید برای شرکت های واسطه ۱۵ درصد کمیسیون تعریف کرده است که هیچ ماخذ و منبع قانونی نداشت، بیان کرد: معاونت درمان تهران بزرگ درصدد این بود که تعداد مراقب ها بیشتر شود برای اینکه چرخ شرکت ها بچرخد که من به آنها گفتم که شما به دنبال منافع شرکت ها هستید یا خانواده شهدا؟

افشار با اشاره به اینکه پیمانکار این ۱۵ درصد را میگیرد که پول خانواده را سر ماه بدهد، عنوان کرد: برخی شرکت ها میگفتند که اگر بخواهیم پول خانواده ها را سر وقت پرداخت کنیم ۳۰ درصد را به عنوان کارمزد برمی داریم و گاهی حتی کمتر از پول اصلی میدهند.

وی با بیان اینکه سرانگشتی که حساب میکنیم میبینیم که بالای میلیاردها تومان پول در این میان حیف و میل شده است، بیان کرد: واحدهای نظارتی بنیاد شهید اینقدر ضعیف هستند که هیچ نظارتی بر تضییع حقوق خانواده ها ندارند.

افشار ادامه داد: یکی از فسادهایی که به وجود آمده بود شرکت هایی هستند که صاحبانشان، خودشان معاونت درمان در مناطق مختلف بودند. یعنی خودش باید ویزیت می کرد و کار خودش را برای پرداخت تایید میکرد که خنده دار است.

وی با اشاره به اینکه این آدم ها به صورت زنجیره وار با هم در ارتباط بودند، گفت: متاسفانه این فساد را همه از جمله معاونت درمان بنیاد شهید میدانستند ولی هیچ اقدامی در جهت رفع این مشکلات انجام نمیدادند.

وی با بیان اینکه یک معاون نمیتواند خودش همکار در این طرح باشد و بخشنامه آن در بنیاد شهید موجود است، گفت: معاونت درمان تهران بزرگ با آگاهی کامل از برداشت های غیرقانونی این شرکت ها از سفره خانواده ها، کوچکترین اقدامی در راستای برطرف کردن این مشکلات نکرده است. صر ف نظر از اینکه مسئول اداره سلامت تهران بزرگ خود از پزشکان همکار در این طرح بوده است! پس از این اتفاقات ما نیز به مدیرکل تهران بزرگ گزارش مبسوطی از این اقدامات ازائه کردیم و بعد از مسکوت شدن پیگیری ها در این فساد با پیگیری از طریق متولیان نظارتی کشور اقدامات لازم صورت پذیرفت.

وی با اشاره به اینکه پس از این گزارش ۵ شرکت توسط مراجع قضایی دستگیر شدند، عنوان کرد: این شرکت ها نیز به صورت لابی و گلچین شدن به این طرح وارد شده بودند. یعنی باید از طریق مناقصه وارد میشدند که این اتفاق نمی افتاده است.

افشار ادامه داد: ضمانت های اجرایی قراردادها را بررسی که میکنیم میبینیم که اصلا ناظری وجود نداشته و کسی زیر بار مسئولیت نمیرفت و تنها به عنوان ناظر کیفی که یک نظارت صوری بوده است در قراردادها مشهود بود.

وی با بیان اینکه فرستادن مریض ها به شرکت ها دارای سیستم خاصی بود، گفت: شرکت هایی که وابسته به مسئولین طرح پایش سلامت بودند بیشترین مراقب را میپذیرفتند و شرکت های دیگر کمتر به آنها مریض سپرده می شد.

افشار با اشاره به اینکه شرکت ش م که از شاخص ترین شرکت های فساد در این طرح بوده است، طی دو ماه ۱۰۳۲۶ پرونده را بررسی کرده است، گفت: شرکت مهر پرور نیز که زمانی خودش مسئولیتی در بنیاد داشته با رانت استفاده از جایگاهش در این طرح شرکت کرده بود.

این پدر شهید با انتقاد از اینکه راس معاونت درمان بنیاد شهید نیز هیچ عکس العملی از خود نشان نداده است، گفت: باید سوال کنیم که منافع چه کسانی به خطر میافتد که در صحن علنی مجلس نگذاشتند تحقیق و تفحص مجلس از بنیاد شهید قرائت شود؟

وی با بیان اینکه متاسفانه کسانی به بنیاد لطمه میزنند که خودشان از جامعه هدف هستند، بیان کرد: مسئول برخورد با این اقدامات چه کسی است که در این سازمان به این عریض و طویلی این فسادها را شاهد هستیم.

افشار افزود: متاسفانه راس بنیاد شهید یا در سفرها در کنار رییس جمهور است و یا اینقدر گرفتاری دارد که وقتی برای شنیدن این حرف ندارد.

وی با بیان اینکه باید در حوزه های دیگر نیز بررسی صورت بگیرد تا مشکلات آن ها هم بازگو شود، گفت: در بخش املاک به من ملکی داده اند که ۷۰ درصد برای گرفتن آن به من تخفیف داده شده که برای من شبهه شرعی داشت و آنرا پس دادم.

افشار با اشاره به اینکه ملک خانواده دیگر را به شخص دیگر میدهند که از نظر قانون از مصادیق جرم است، گفت: خانه ای که توسط جامعه هدف متصرف شده است به چه اجازه و با چه معیار قانونی به خانواده دیگر فروخته می شود؟

وی با بیان اینکه در این نهاد کسانی پست های سازمانی را اشغال کرده اند که لیاقتش را ندارند، بیان کرد: رییس سازمان نباید نگاهی به این طرف داشته باشد تا ببیند در مجموعه اش چه میگذرد؟ یا متولیان بنیاد شهید خواب هستند یا خودشان را به خواب زده اند.

افشار با اشاره به اینکه باید بنیاد شهید را شخمی اساسی بزنند، گفت: در بنیاد درمان این نهاد فسادش بیداد میکند و متاسفانه معاونت درمان با آگاهی کامل از این فساد دارد به روند کارش ادامه میدهد.

وی ادامه داد: شرکتی در بنیاد شهید به نام متد است که در بحث تجهیزات پزشکی فعالیت دارد که به عنوان نمونه به شما ویلچر آلمانی را نشان ولی در زمان تحویل ویلچر چینی تحویل می دهند.

وی با بیان اینکه با ضعف و عدم توانمندی معاونت درمان بنیاد شهید دکتر عباسپور شاهد این اتفاقات هستیم، گفت: این فساد در درمان ختم نمی شود و در اقتصادی کوثر، متد، بانک دی و…نیز دیده می شود.

افشار با اشاره به اینکه متاسفانه این سیستم فساد در حوزه درمان از قدیم در بنیاد نهادینه بوده است، عنوان کرد: امروز نیز همان هایی که پایشان به ظاهر در این فساد قطع شده است در پشت سر به عنوان کارچاقکن فعالیت دارند.

وی ادامه داد: در بنیاد شهید بهره مندی جامعه هدف در دریافت خدمات یکسان نیست و امروز مدیرانی داریم که چیزهای بسیاری بلاعوض دریافت کرده اند.

پدر شهید افشار گفت: کسی نیست از آقای شهیدی سوال کند که معرف شفیع زاده مدیرعامل اسبق بانک دی چه کسی از اطرافیان شما بوده است؟

وی با بیان اینکه دریافت های نجومی در بنیاد شهید به این صورت است که چون قانون به درستی تعریف نشده است میتوانند قانون را دور بزنند، افزود: مدیر کل تهران به عنوان هیات مدیره در چند موسسه نیز مشغول فعالیت است که مشخص میشود خودش چه میزان حقوق می شود.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت: 13:41

به گزارش تریبون، اخیرآ لباس هایی با طرح های پوچ و بی هویت در بازارهای تهران و دیگر شهرستانها مد شده است که بدون هیچ نظارتی از سوی مسئولان در حال توزیع به قیمت ارزان در کشور است.

پوشاک

بنابراین گزارش، به دنبال مد شدن برخی لباس ها با نوشته ها و طرح های زشت و نامناسب و تصاویر مبتذل که ناشی از غرب زدگی و ابتذال فرهنگی و بی توجهی مسئولان امر در کشور است این روزها مدل ها و طرح های پوچ دیگری هم راهی ایران می شود تا جایی که این روزها یک طراح آلمانی اقدام به طراحی لباس هایی با عکس و طرح فاضلاب نموده و این لباس های اسپرت به عنوان مد روز روشنفکران در دنیا توزیع می شود.

حال باید دید بعد از مد شدن طرح های مبتذل غربی در تهران و دیگر شهرها باید منتظر طرح فاضلاب روی لباس های جوانان تهرانی باشیم و یا مسدولان بیدار می شوند و در مقابل ابتذالات فرهنگی می ایستند؟!

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت: 13:41

به گزارش خبرنگار تریبون،وزارت بهداشت در خردادماه سال جاری طی قرارداد ۲ میلیاردی، آنهم مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت، نظارت بر مراکز درمان اعتیاد را به بسیج جامعه پزشکی واگذار کرد که البته تاکنون هیچ کدام از امضا کنندگان این قرارداد دلیل عدول از سیاستهای رهبری را اعلام نکرده اند!

اظهارنظرهای متناقض و آشفته مسئولان مجری طرح نظارت در وزارت بهداشت و بسیج جامعه پزشکی!

در همین زمینه مسئولان اجرا کننده طرح نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در گفتگوهای جداگانه آشفته ای نظرات متناقضی درباره دلایل برون سپاری و نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال ارائه می دهند!دکتر حاجبی مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت و مسئول اجرای این طرح در وزارت بهداشت “کمبود نیرو” را از دلایل برون سپاری نظارت عنوان می کند. وی درباره دلایل برون سپاری و واگذاری نظارت از وزارت بهداشت به بسیج جامعه پزشکی به خبرنگار مهر چنین می گوید: “در خصوص نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در سراسر کشور طی مراحل کارشناسی، معیارها و چک لیست هایی در ستاد وزارت بهداشت آماده شده است که با توجه به تعداد بالای این مراکز در سطح کشور، و نیاز به اجرای کامل و دقیق امر نظارت بر مراکز، و حساسیت موضوع، نیاز به نیروی مازاد بر پرسنل فعلی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود، که در نتیجه اجرای آن تحت نظارت وزارت بهداشت، برون سپاری گردید.”

عکس

اما دکتر عابدی به عنوان مسئول طرح در بسیج جامعه پزشکی و معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی که البته امضا کننده قرارداد مذکور نیز می باشد، نظر دیگری در این رابطه دارد.وی در گفتگو با روزنامه سپید از حضور ۹۰ درصد از کارکنان وزارت بهداشت در اجرای این طرح خبر می دهد.عابدی در گفتگو با روزنامه سپید چنین می گوید: کسانی در این طرح مشارکت خواهند داشت که ۹۰ درصد آنها کارمند وزارت بهداشت هستند!!! یعنی تنها برای جبران ۱۰ درصد کسری نیرو، ۲ میلیارد تومان بودجه هزینه و کل بسیج جامعه پزشکی کشور به کار گرفته شده اند.

اظهارنظرهای سئوال برانگیز درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال

این اظهارنظرهای کاملا متناقض و سئوال برانگیز در حالی صورت می گیرد که نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد مبلغ قرارداد با اما و اگر همراه است.قاعدتا در این باره چند فرضیه مطرخ می شود. بر اساس اظهارات عابدی قرار است بودجه از وزارت بهداشت تحت عنوان برون سپاری خارج شود و دوباره به کارمندان وزارت بهداشت تخصیص یابد! چون ایشان گفته اند ۹۰ درصد اجرا کنندگان طرح خود کارمندان وزارت بهداشت هستند و پول را به اینها می دهیم!! از یک طرف دکتر حاجبی فرموده اند بدلیل کمبود نیرو از ظرفیت بیرونی استفاده کرده ایم.

علامت سئوال بزرگ:

این ۲ میلیارد قرار است به کارمندان وزارتخانه تعلق گیرد یا به عبارتی بسیج جامعه پزشکی مسئول تقسیم ۲ میلیارد بودجه بین کارمندان وزارت بهداشت شده است یا …..!!

یا بودجه مذکور از درون وزارت بهداشت به بیرون منتقل و دوباره به داخل وزارت بهداشت واریز می شود!! و یا به بهانه هزینه برای کارمندان وزارت بهداشت ۲ میلیارد از بیت المال برداشته می شود و این ابهام می تواند برای نیروی مقدسی مانند بسیج که در حوزه اقتصادی مطالبه گر است شائبه برانگیز باشد و لازم است هر چه زودتر مسئولان در این حوزه ورود و از خدشه دار شدن حیثیت بسیج جلوگیری کنند.خصوصا اینکه بسیج جامعه پزشکی فعالیتهای بسیاری ارزشمند و خدمات شایسته ای در حوزه سلامت داشته است.

نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد بودجه از زبان معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی:

این اظهارنظرهای متناقض زمانی به اوج خود می رسد که رقمی معادل ۲ میلیاردتومان بودجه از بیت المال احتمالا بدون نظارت در حال جابجایی است و هیچ نهاد نظارت کننده ای تاکنون به این مهم ورود نکرده است. دکتر عابدی معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد تومان از بودجه ضمن تاکید بر هزینه برای ابزارهای لازم چنین می گوید: بودجه درنظر گرفته شده قرار است به پزشک، پرستار و پیراپزشکی برسد که خود کارمند وزارت بهداشت هستند!!

اظهارنظرهای متناقض معاون هماهنگ کننده بسیج با خودش در یک مصاحبه!!

عابدی در پاسخ به سئوال دیگری که پرسیده می شود آیا واگذاری نظارت مغایر با سیاستهای رهبر معظم انقلاب نیست؟یا فکر نمی کنید باید مناقصه برگزار می شد؟ جواب متناقضی می دهد! عابدی می گوید: “همانطور که وزیر بهداشت فرمودند، نظارت بر مجری نباید توسط خود مجری صورت گیرد و لازم است ناظرانی از بیرون بر مجریان نظارت داشته باشند” . این در حالی است که عابدی در چند سطر عقب تر گفته بود ما از ۹۰ درصد خود کارمندان وزارت بهداشت استفاده می کنیم و ۲ میلیارد را به اینها می دهیم!! اما چند سطر پایین تر بر لزوم برون سپاری تاکید داشته است!!

منظور آقای وزیر از برون سپاری نظارت چیست؟

چندی پیش وزیر محترم بهداشت در اظهار نظری از تاسیس شرکتی خبر دادند که قرار است خارج از وزارتخانه امر حاکمیتی نظارت را بر عهده بگیرند.شرکتی که مشخص نیست همان پزشک ،پرستار و یا پیراپزشک کارمند وزارت بهداشت قرار است کار نظارت را برعهده بگیرند منتها بدون وابستگی دولتی! یا از افراد شخصی در این زمینه قرار است استفاده شود که به هیچ کجا تعهد ندارند! یا در حالیکه قبلا کارمندان وزارت بهداشت به دلیل وابستگی شغلی خود متعهد به نظارت دقیق بودند این بار تحت یک شرکت خصوصی قرار است بدون آن ساز و کارهای دولتی این کار را انجام دهند.

دلیل تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر حاکمیتی بودن امر نظارت

برخی از کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین دلایلی که رهبر معظم انقلاب در سیاستهای ابلاغی خودشان در حوزه سلامت و در سال ۹۳ تاکید بر تفکیک وظایف وزارت بهداشت داشته اند و نظارت را امری حاکمیتی دانسته بودند برای جلوگیری از سوء استفاده های اینچنینی بوده است.

گفتنی است اینگونه اظهارنظرهای متناقض و مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب آنهم در نهاد مطالبه گری همچون بسیج مایه تاسف و شبهه براگیز است که ضروری است مسئولین ارشد سپاه و بسیج هرچه زودتر درباره آن شفاف سازی کنند تا خدای نکرده چهره زحمت کش بسیج توسط افرادی ناآگاه در آن مجموعه خدشه دار نشود.

ورود بسیج بر کارهای زمین مانده تحت امر رهبری و مطابق با قوانین یا تحت لوای قراردادهای ۲ میلیاردی!

اگر چه مسئول هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی در گفتگو با روزنامه سپید و در پاسخ به این سئوال که “فکر نمی کنید کار شما مغایر با قوانین کشور و سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب است” می گوید: “فلسفه وجودی بسیج آن است که هر جا لازم باشد ورود کند”، باید گفت بسیج اول باید به دستورات رهبر معظم انقلاب لبیک بگوید و همزمان به قوانین جاری کشور نیز احترام بگذارد وگرنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. نه آنکه هر جا صحبت از ۲ میلیارد تومان باشد برخی مسئولان بسیج جامعه پزشکی از دستورات رهبری عدول کند. ضمن اینکه عدول از دستورات معظم له آنهم با عنوان بسیج می تواند تبعات بدی داشته باشد و زمینه را برای سوء استفاده دیگران فراهم سازد.

هشدارهای مکرر بسیج دانشجویی درباره عدم واگذاری نظارت/آیا بر کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی هم نظارت می شود؟

همانطور که بسیاری از رسانه ها منتشر کردند بسیج دانشجویی کشور در سالهای گذشته مکررا از وزارت بهداشت خواسته اند از واگذاری امر حاکمیتی خود داری کنند. نمونه بارز این مطالبه گری نامه مورخ ۱۷ مردادماه سال ۱۳۹۴ خطاب به وزیر بهداشت می باشد. شاید بسیج مطالبه گر در آن مقطع خبر از دستهای پشت پرده برای راه اندازی شرکتهای میلیاردی برای واگذاری امر حاکمیتی داشته است که هشدارهای مطالبه گر بسیج دانشجویی کشور مبنی بر غیرقانونی بودن این واگذاری را به همراه داشت.اما متاسفانه برخی مسئولین بسیج جامعه پزشکی که البته رویکردی متفاوت از سایر بسیج کشور دارد جاده صاف کن این مسیر شده اند؛ تا جایی که وزیر محترم بهداشت خبر از راه اندازی موسسه ای بیرونی برای واگذاری نظارت خبر دادند!! و تاسف بارتر اینکه این بار ظاهرا قرار است همان کارمندان منتها در قالبی دیگر این کار را انجام بدهند. سئوال اینجاست که آیا کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی خاص نیز در همین مسیر قرار می گیرد؟

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت: 13:41

به گزارش خبرنگار تریبون،وزارت بهداشت در خردادماه سال جاری طی قرارداد ۲ میلیاردی، آنهم مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت، نظارت بر مراکز درمان اعتیاد را به بسیج جامعه پزشکی واگذار کرد که البته تاکنون هیچ کدام از امضا کنندگان این قرارداد دلیل عدول از سیاستهای رهبری را اعلام نکرده اند!

اظهارنظرهای متناقض و آشفته مسئولان مجری طرح نظارت در وزارت بهداشت و بسیج جامعه پزشکی!

در همین زمینه مسئولان اجرا کننده طرح نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در گفتگوهای جداگانه آشفته ای نظرات متناقضی درباره دلایل برون سپاری و نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال ارائه می دهند!دکتر حاجبی مدیر کل سلامت روان وزارت بهداشت و مسئول اجرای این طرح در وزارت بهداشت “کمبود نیرو” را از دلایل برون سپاری نظارت عنوان می کند. وی درباره دلایل برون سپاری و واگذاری نظارت از وزارت بهداشت به بسیج جامعه پزشکی به خبرنگار مهر چنین می گوید: “در خصوص نظارت بر مراکز درمان اعتیاد در سراسر کشور طی مراحل کارشناسی، معیارها و چک لیست هایی در ستاد وزارت بهداشت آماده شده است که با توجه به تعداد بالای این مراکز در سطح کشور، و نیاز به اجرای کامل و دقیق امر نظارت بر مراکز، و حساسیت موضوع، نیاز به نیروی مازاد بر پرسنل فعلی دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود، که در نتیجه اجرای آن تحت نظارت وزارت بهداشت، برون سپاری گردید.”

عکس

اما دکتر عابدی به عنوان مسئول طرح در بسیج جامعه پزشکی و معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی که البته امضا کننده قرارداد مذکور نیز می باشد، نظر دیگری در این رابطه دارد.وی در گفتگو با روزنامه سپید از حضور ۹۰ درصد از کارکنان وزارت بهداشت در اجرای این طرح خبر می دهد.عابدی در گفتگو با روزنامه سپید چنین می گوید: کسانی در این طرح مشارکت خواهند داشت که ۹۰ درصد آنها کارمند وزارت بهداشت هستند!!! یعنی تنها برای جبران ۱۰ درصد کسری نیرو، ۲ میلیارد تومان بودجه هزینه و کل بسیج جامعه پزشکی کشور به کار گرفته شده اند.

اظهارنظرهای سئوال برانگیز درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد از بودجه بیت المال

این اظهارنظرهای کاملا متناقض و سئوال برانگیز در حالی صورت می گیرد که نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد مبلغ قرارداد با اما و اگر همراه است.قاعدتا در این باره چند فرضیه مطرخ می شود. بر اساس اظهارات عابدی قرار است بودجه از وزارت بهداشت تحت عنوان برون سپاری خارج شود و دوباره به کارمندان وزارت بهداشت تخصیص یابد! چون ایشان گفته اند ۹۰ درصد اجرا کنندگان طرح خود کارمندان وزارت بهداشت هستند و پول را به اینها می دهیم!! از یک طرف دکتر حاجبی فرموده اند بدلیل کمبود نیرو از ظرفیت بیرونی استفاده کرده ایم.

علامت سئوال بزرگ:

این ۲ میلیارد قرار است به کارمندان وزارتخانه تعلق گیرد یا به عبارتی بسیج جامعه پزشکی مسئول تقسیم ۲ میلیارد بودجه بین کارمندان وزارت بهداشت شده است یا …..!!

یا بودجه مذکور از درون وزارت بهداشت به بیرون منتقل و دوباره به داخل وزارت بهداشت واریز می شود!! و یا به بهانه هزینه برای کارمندان وزارت بهداشت ۲ میلیارد از بیت المال برداشته می شود و این ابهام می تواند برای نیروی مقدسی مانند بسیج که در حوزه اقتصادی مطالبه گر است شائبه برانگیز باشد و لازم است هر چه زودتر مسئولان در این حوزه ورود و از خدشه دار شدن حیثیت بسیج جلوگیری کنند.خصوصا اینکه بسیج جامعه پزشکی فعالیتهای بسیاری ارزشمند و خدمات شایسته ای در حوزه سلامت داشته است.

نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد بودجه از زبان معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی:

این اظهارنظرهای متناقض زمانی به اوج خود می رسد که رقمی معادل ۲ میلیاردتومان بودجه از بیت المال احتمالا بدون نظارت در حال جابجایی است و هیچ نهاد نظارت کننده ای تاکنون به این مهم ورود نکرده است. دکتر عابدی معاون هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی درباره نحوه هزینه کرد ۲ میلیارد تومان از بودجه ضمن تاکید بر هزینه برای ابزارهای لازم چنین می گوید: بودجه درنظر گرفته شده قرار است به پزشک، پرستار و پیراپزشکی برسد که خود کارمند وزارت بهداشت هستند!!

اظهارنظرهای متناقض معاون هماهنگ کننده بسیج با خودش در یک مصاحبه!!

عابدی در پاسخ به سئوال دیگری که پرسیده می شود آیا واگذاری نظارت مغایر با سیاستهای رهبر معظم انقلاب نیست؟یا فکر نمی کنید باید مناقصه برگزار می شد؟ جواب متناقضی می دهد! عابدی می گوید: “همانطور که وزیر بهداشت فرمودند، نظارت بر مجری نباید توسط خود مجری صورت گیرد و لازم است ناظرانی از بیرون بر مجریان نظارت داشته باشند” . این در حالی است که عابدی در چند سطر عقب تر گفته بود ما از ۹۰ درصد خود کارمندان وزارت بهداشت استفاده می کنیم و ۲ میلیارد را به اینها می دهیم!! اما چند سطر پایین تر بر لزوم برون سپاری تاکید داشته است!!

منظور آقای وزیر از برون سپاری نظارت چیست؟

چندی پیش وزیر محترم بهداشت در اظهار نظری از تاسیس شرکتی خبر دادند که قرار است خارج از وزارتخانه امر حاکمیتی نظارت را بر عهده بگیرند.شرکتی که مشخص نیست همان پزشک ،پرستار و یا پیراپزشک کارمند وزارت بهداشت قرار است کار نظارت را برعهده بگیرند منتها بدون وابستگی دولتی! یا از افراد شخصی در این زمینه قرار است استفاده شود که به هیچ کجا تعهد ندارند! یا در حالیکه قبلا کارمندان وزارت بهداشت به دلیل وابستگی شغلی خود متعهد به نظارت دقیق بودند این بار تحت یک شرکت خصوصی قرار است بدون آن ساز و کارهای دولتی این کار را انجام دهند.

دلیل تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر حاکمیتی بودن امر نظارت

برخی از کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین دلایلی که رهبر معظم انقلاب در سیاستهای ابلاغی خودشان در حوزه سلامت و در سال ۹۳ تاکید بر تفکیک وظایف وزارت بهداشت داشته اند و نظارت را امری حاکمیتی دانسته بودند برای جلوگیری از سوء استفاده های اینچنینی بوده است.

گفتنی است اینگونه اظهارنظرهای متناقض و مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب آنهم در نهاد مطالبه گری همچون بسیج مایه تاسف و شبهه براگیز است که ضروری است مسئولین ارشد سپاه و بسیج هرچه زودتر درباره آن شفاف سازی کنند تا خدای نکرده چهره زحمت کش بسیج توسط افرادی ناآگاه در آن مجموعه خدشه دار نشود.

ورود بسیج بر کارهای زمین مانده تحت امر رهبری و مطابق با قوانین یا تحت لوای قراردادهای ۲ میلیاردی!

اگر چه مسئول هماهنگ کننده بسیج جامعه پزشکی در گفتگو با روزنامه سپید و در پاسخ به این سئوال که “فکر نمی کنید کار شما مغایر با قوانین کشور و سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب است” می گوید: “فلسفه وجودی بسیج آن است که هر جا لازم باشد ورود کند”، باید گفت بسیج اول باید به دستورات رهبر معظم انقلاب لبیک بگوید و همزمان به قوانین جاری کشور نیز احترام بگذارد وگرنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. نه آنکه هر جا صحبت از ۲ میلیارد تومان باشد برخی مسئولان بسیج جامعه پزشکی از دستورات رهبری عدول کند. ضمن اینکه عدول از دستورات معظم له آنهم با عنوان بسیج می تواند تبعات بدی داشته باشد و زمینه را برای سوء استفاده دیگران فراهم سازد.

هشدارهای مکرر بسیج دانشجویی درباره عدم واگذاری نظارت/آیا بر کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی هم نظارت می شود؟

همانطور که بسیاری از رسانه ها منتشر کردند بسیج دانشجویی کشور در سالهای گذشته مکررا از وزارت بهداشت خواسته اند از واگذاری امر حاکمیتی خود داری کنند. نمونه بارز این مطالبه گری نامه مورخ ۱۷ مردادماه سال ۱۳۹۴ خطاب به وزیر بهداشت می باشد. شاید بسیج مطالبه گر در آن مقطع خبر از دستهای پشت پرده برای راه اندازی شرکتهای میلیاردی برای واگذاری امر حاکمیتی داشته است که هشدارهای مطالبه گر بسیج دانشجویی کشور مبنی بر غیرقانونی بودن این واگذاری را به همراه داشت.اما متاسفانه برخی مسئولین بسیج جامعه پزشکی که البته رویکردی متفاوت از سایر بسیج کشور دارد جاده صاف کن این مسیر شده اند؛ تا جایی که وزیر محترم بهداشت خبر از راه اندازی موسسه ای بیرونی برای واگذاری نظارت خبر دادند!! و تاسف بارتر اینکه این بار ظاهرا قرار است همان کارمندان منتها در قالبی دیگر این کار را انجام بدهند. سئوال اینجاست که آیا کلینیک های زنجیره ای چشم پزشکی خاص نیز در همین مسیر قرار می گیرد؟

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت: 18:09

به گزارش تریبون، روستای قلعه سیمون اسلامشهر از جمله محروم ترین نقاط حاشیه شهر تهران است و ساکنان شریف آن با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند.

وضعیت اسفبار این روستا موجب شد که مسئولان بسیج سازندگی، کمیته امداد و دستگاه های اداری شهرستان برای بازسازی و نوسازی آن آستین بالا بزنند.

روز گذشته (یکشنبه) طی مراسمی با حضور مسئولان محلی و جهادگران بسیجی و نیز مجید مجیدی، کارگردان بزرگ و بین المللی کشورمان عملیات بازسازی روستای قله سیمون آغاز شد.

بر اساس برنامه ریزی های انجام گرفته، با حضور ۲۰ گروه جهادی و ۶۵۰ جهادگر بسیجی، ۵۱ منزل مسکونی برای مردم محروم این روستا ساخته خواهد شد. علاوه بر این سوله های اشتغالزایی و مراکز درمانی نیز برای مردم ساخته می شود.

کارگردان فیلم محمد (ص) در مراسم آغاز بازسازی روستای سیمون قلعه ضمن ابراز خوشحالی از حضور در میان جهادگران بسیجی و مردم مستضعف سیمون قلعه، گفت: نمی دانم چه کاری انجام داده ام که خداوند توفیق حضور در میان بچه های مخلص جهادگر و بسیجی و مردم شریف سیمون قلعه را نصیبم کرده است.

مجید مجیدی افزود: جهادگران باید قدر خودشان و قدر لحظات خدمت رسانی به مردم را بدانند. بچه های بسیجی با خدمت به مستضعفان کار بزرگی می کنند و من دست تک تک آن ها را می بوسم. یقینا برکت این خدمت رسانی را در زندگی آینده شان خواهند دید.

مجیدی

وی با اشاره به حضور دندان پزشکان جهادگر در روستای سیمون قلعه، خاطرنشان کرد: در مدرسه این روستا دیدم که دندان پزشکان جهادگر مشغول درمان رایگان مردم روستا هستند و تا این لحظه ۴۰۰ نفر از مردم را رایگان ویزیت کرده اند. من به حال به این جوانان مومن غبطه می خورم.

کارگردان فیلم محمد (ص) با بیان اینکه خداوند برکت را در قدم های جهادگران گذاشته، گفت: خدمت داوطلبانه به مستضعفان را نمی توان قیمت گذاری کرد. دست گیری از نیازمندان شرط سعادتمندی در دنیا و آخرت است. امیدوارم جهادگران بسیجی حضور قلب و اخلاص را در تمام عمر حفظ کنند.

مجیدی 2مجیدی 2

مجید مجیدی تاکید کرد: محرومیتی که در روستای سیمون قلعه دیدم، غیر قابل تحمل است و قلبم به درد آمده. نمی دانم کسانی که دست درازی های نجومی به بیت المال می کنند، چه جوابی برای محرومان و مستضعفان کشور دارند. آن ها باید از اعمال زشت خود شرمسار و خجالت زده باشند.

کارگردان بزرگ کشورمان اظهار کرد: از شما جهادگران بسیجی می خواهم برای مجید مجیدی دعا کنید که حضور قلب داشته باشد و بتواند دست در دست شما عزیزان دلسوز برای آبادانی و سعادتمندی ایران عزیز فعالیت کند.

* سازمان بسیج سازندگی

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت: 2:23

به گزارش تریبون، عباس افشار پدر خبرنگار شهید علیرضا افشار در گفت و گو با راه دانا؛ اظهار داشت: تقدیر یاری کرد تا فرزند من نیز به در خیل شهدا قرار گرفت و ما نیز به عنوان یکی از خانواده های شهدا قرار بگیریم.

وی با بیان اینکه تا قبل از شهادت علیرضا با بنیاد شهید ارتباطی نداشتم، افزود: بنیاد شهیدی که امام راحل به آن لقب افضل نهادها داده بودند امروز نتوانسته در آن جایگاه خود قرار داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه وام دار هیچ نهاد یا سازمانی نبوده و نیستم، گفت: حقوقی که علیرضا دریافت میکند همان حقوق صدا و سیما است.

وی بیان کرد: از وقتی به عنوان معتمد معین با بنیاد شهید شروع به کار کردم پیگیر امورات محوله شدم و با جمعی ازمسئولین از جمله فرماندار شمیرانات و.. به خانواده های شهدا سر میزدیم و مشکلات آنها را به گوش مسئولان بنیاد شهید می رساندیم.

افشار با بیان اینکه این ارتباط ها در حوزه های مختلف به خصوص حوزه درمان خانواده های شهدا برقرار می شد، گفت: در بنیاد مقرر است که شرکت های پیمانکار در حوزه درمان ماهی یک بار از خانواده های شهدا به منظور اجرای طرح پایش سلامت سر بزنند.

وی با اشاره به اینکه ساختار فساد در معاونت درمان بنیاد شهید از اینجا آغاز می شود، اضافه کرد: این شرکت ها پزشک استخدام کرده است که ماهی یک میلیون و ۳۰۰ یا ۴۰۰ هزار پایه حقوق به آن میدهد، به هر پزشک هم ماهیانه ۱۰۰ مریض در قالب ویزیت در منزل به شرکت های واسطه(مراقبت در منزل) میدهند که همین هم جای سوال است که کدام پزشک با این حقوقی حاضر به همکاری است؟ مگر در پشت پرده منافعی دیگری داشته باشد.

پدر شهید افشار در ادامه تصریح کرد: قرارداد بستن خود این شرکت ها زیر سوال است چونکه ضمانت اجرایی در آن دیده نمی شود. در سال ۸۸ واحدهای نظارتی نقشی در این قراردادها داشتند ولی خود به خود حذف شدند چون سیستم داشت مافیایی میشد.

وی با بیان اینکه بنیاد شهید برای شرکت های واسطه ۱۵ درصد کمیسیون تعریف کرده است که هیچ ماخذ و منبع قانونی نداشت، بیان کرد: معاونت درمان تهران بزرگ درصدد این بود که تعداد مراقب ها بیشتر شود برای اینکه چرخ شرکت ها بچرخد که من به آنها گفتم که شما به دنبال منافع شرکت ها هستید یا خانواده شهدا؟

افشار با اشاره به اینکه پیمانکار این ۱۵ درصد را میگیرد که پول خانواده را سر ماه بدهد، عنوان کرد: برخی شرکت ها میگفتند که اگر بخواهیم پول خانواده ها را سر وقت پرداخت کنیم ۳۰ درصد را به عنوان کارمزد برمی داریم و گاهی حتی کمتر از پول اصلی میدهند.

وی با بیان اینکه سرانگشتی که حساب میکنیم میبینیم که بالای میلیاردها تومان پول در این میان حیف و میل شده است، بیان کرد: واحدهای نظارتی بنیاد شهید اینقدر ضعیف هستند که هیچ نظارتی بر تضییع حقوق خانواده ها ندارند.

افشار ادامه داد: یکی از فسادهایی که به وجود آمده بود شرکت هایی هستند که صاحبانشان، خودشان معاونت درمان در مناطق مختلف بودند. یعنی خودش باید ویزیت می کرد و کار خودش را برای پرداخت تایید میکرد که خنده دار است.

وی با اشاره به اینکه این آدم ها به صورت زنجیره وار با هم در ارتباط بودند، گفت: متاسفانه این فساد را همه از جمله معاونت درمان بنیاد شهید میدانستند ولی هیچ اقدامی در جهت رفع این مشکلات انجام نمیدادند.

وی با بیان اینکه یک معاون نمیتواند خودش همکار در این طرح باشد و بخشنامه آن در بنیاد شهید موجود است، گفت: معاونت درمان تهران بزرگ با آگاهی کامل از برداشت های غیرقانونی این شرکت ها از سفره خانواده ها، کوچکترین اقدامی در راستای برطرف کردن این مشکلات نکرده است. صر ف نظر از اینکه مسئول اداره سلامت تهران بزرگ خود از پزشکان همکار در این طرح بوده است! پس از این اتفاقات ما نیز به مدیرکل تهران بزرگ گزارش مبسوطی از این اقدامات ازائه کردیم و بعد از مسکوت شدن پیگیری ها در این فساد با پیگیری از طریق متولیان نظارتی کشور اقدامات لازم صورت پذیرفت.

وی با اشاره به اینکه پس از این گزارش ۵ شرکت توسط مراجع قضایی دستگیر شدند، عنوان کرد: این شرکت ها نیز به صورت لابی و گلچین شدن به این طرح وارد شده بودند. یعنی باید از طریق مناقصه وارد میشدند که این اتفاق نمی افتاده است.

افشار ادامه داد: ضمانت های اجرایی قراردادها را بررسی که میکنیم میبینیم که اصلا ناظری وجود نداشته و کسی زیر بار مسئولیت نمیرفت و تنها به عنوان ناظر کیفی که یک نظارت صوری بوده است در قراردادها مشهود بود.

وی با بیان اینکه فرستادن مریض ها به شرکت ها دارای سیستم خاصی بود، گفت: شرکت هایی که وابسته به مسئولین طرح پایش سلامت بودند بیشترین مراقب را میپذیرفتند و شرکت های دیگر کمتر به آنها مریض سپرده می شد.

افشار با اشاره به اینکه شرکت ش م که از شاخص ترین شرکت های فساد در این طرح بوده است، طی دو ماه ۱۰۳۲۶ پرونده را بررسی کرده است، گفت: شرکت مهر پرور نیز که زمانی خودش مسئولیتی در بنیاد داشته با رانت استفاده از جایگاهش در این طرح شرکت کرده بود.

این پدر شهید با انتقاد از اینکه راس معاونت درمان بنیاد شهید نیز هیچ عکس العملی از خود نشان نداده است، گفت: باید سوال کنیم که منافع چه کسانی به خطر میافتد که در صحن علنی مجلس نگذاشتند تحقیق و تفحص مجلس از بنیاد شهید قرائت شود؟

وی با بیان اینکه متاسفانه کسانی به بنیاد لطمه میزنند که خودشان از جامعه هدف هستند، بیان کرد: مسئول برخورد با این اقدامات چه کسی است که در این سازمان به این عریض و طویلی این فسادها را شاهد هستیم.

افشار افزود: متاسفانه راس بنیاد شهید یا در سفرها در کنار رییس جمهور است و یا اینقدر گرفتاری دارد که وقتی برای شنیدن این حرف ندارد.

وی با بیان اینکه باید در حوزه های دیگر نیز بررسی صورت بگیرد تا مشکلات آن ها هم بازگو شود، گفت: در بخش املاک به من ملکی داده اند که ۷۰ درصد برای گرفتن آن به من تخفیف داده شده که برای من شبهه شرعی داشت و آنرا پس دادم.

افشار با اشاره به اینکه ملک خانواده دیگر را به شخص دیگر میدهند که از نظر قانون از مصادیق جرم است، گفت: خانه ای که توسط جامعه هدف متصرف شده است به چه اجازه و با چه معیار قانونی به خانواده دیگر فروخته می شود؟

وی با بیان اینکه در این نهاد کسانی پست های سازمانی را اشغال کرده اند که لیاقتش را ندارند، بیان کرد: رییس سازمان نباید نگاهی به این طرف داشته باشد تا ببیند در مجموعه اش چه میگذرد؟ یا متولیان بنیاد شهید خواب هستند یا خودشان را به خواب زده اند.

افشار با اشاره به اینکه باید بنیاد شهید را شخمی اساسی بزنند، گفت: در بنیاد درمان این نهاد فسادش بیداد میکند و متاسفانه معاونت درمان با آگاهی کامل از این فساد دارد به روند کارش ادامه میدهد.

وی ادامه داد: شرکتی در بنیاد شهید به نام متد است که در بحث تجهیزات پزشکی فعالیت دارد که به عنوان نمونه به شما ویلچر آلمانی را نشان ولی در زمان تحویل ویلچر چینی تحویل می دهند.

وی با بیان اینکه با ضعف و عدم توانمندی معاونت درمان بنیاد شهید دکتر عباسپور شاهد این اتفاقات هستیم، گفت: این فساد در درمان ختم نمی شود و در اقتصادی کوثر، متد، بانک دی و…نیز دیده می شود.

افشار با اشاره به اینکه متاسفانه این سیستم فساد در حوزه درمان از قدیم در بنیاد نهادینه بوده است، عنوان کرد: امروز نیز همان هایی که پایشان به ظاهر در این فساد قطع شده است در پشت سر به عنوان کارچاقکن فعالیت دارند.

وی ادامه داد: در بنیاد شهید بهره مندی جامعه هدف در دریافت خدمات یکسان نیست و امروز مدیرانی داریم که چیزهای بسیاری بلاعوض دریافت کرده اند.

پدر شهید افشار گفت: کسی نیست از آقای شهیدی سوال کند که معرف شفیع زاده مدیرعامل اسبق بانک دی چه کسی از اطرافیان شما بوده است؟

وی با بیان اینکه دریافت های نجومی در بنیاد شهید به این صورت است که چون قانون به درستی تعریف نشده است میتوانند قانون را دور بزنند، افزود: مدیر کل تهران به عنوان هیات مدیره در چند موسسه نیز مشغول فعالیت است که مشخص میشود خودش چه میزان حقوق می شود.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت: 2:23

به گزارش تریبون، اخیرآ لباس هایی با طرح های پوچ و بی هویت در بازارهای تهران و دیگر شهرستانها مد شده است که بدون هیچ نظارتی از سوی مسئولان در حال توزیع به قیمت ارزان در کشور است.

پوشاک

بنابراین گزارش، به دنبال مد شدن برخی لباس ها با نوشته ها و طرح های زشت و نامناسب و تصاویر مبتذل که ناشی از غرب زدگی و ابتذال فرهنگی و بی توجهی مسئولان امر در کشور است این روزها مدل ها و طرح های پوچ دیگری هم راهی ایران می شود تا جایی که این روزها یک طراح آلمانی اقدام به طراحی لباس هایی با عکس و طرح فاضلاب نموده و این لباس های اسپرت به عنوان مد روز روشنفکران در دنیا توزیع می شود.

حال باید دید بعد از مد شدن طرح های مبتذل غربی در تهران و دیگر شهرها باید منتظر طرح فاضلاب روی لباس های جوانان تهرانی باشیم و یا مسدولان بیدار می شوند و در مقابل ابتذالات فرهنگی می ایستند؟!

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت: 2:23

به گزارش تریبون، بسیاری از ﺣﮑﻮﻣﺖﻫﺎی دﻧﯿﺎ، ﺑﺮای ﮐﻨﺘﺮل داراﯾﯽ ﻣﻘﺎﻣﺎت ﻋﺎﻟﯽرﺗﺒﻪ، ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﻣﺤﮑﻤﯽ را به تصویب رساندهاند. به عنوان نمونه می شود از این کشورها یاد کرد: آﻣﺮﯾﮑﺎ، اﻧﮕﻠﯿﺲ، ﺑﺮزﯾﻞ، ﻫﻨﺪ، ﻣﮑﺰﯾﮏ، ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ، ﺗﺮﮐﯿﻪ. در این لیست حتی نام ﮐﺸﻮرﻫﺎی آﻓﺮﯾﻘﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ اوﮔﺎﻧﺪا و ﻣﻮزاﻣﺒﯿﮏ نیز به چشم می خورد.

تجربیات جهانی
به عنوان نمونه همین ﭼﻨﺪ وﻗﺖ ﭘﯿﺶ، داراﯾﯽﻫﺎی رﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر آﻣﺮﯾﮑﺎ و ﻫﻤﺴﺮش، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻋﻤﻮﻣﯽ اﻋﻼم ﺷﺪ. ﺑﺮاﺳﺎس ارزش ﮔﺬاری اﻧﺠﺎم ﺷﺪه، اوﺑﺎﻣﺎ و ﻫﻤﺴﺮش ﺣﺪود ۲ ﺗﺎ ۷ ﻣﯿﻠﯿﻮن دﻻر ﺛﺮوت دارند. البته این تردید در قیمت، به خاطر آن نبوده است که فهرست اموال رئیس جمهور آمریکا، دقیق یا شفاف نبوده است، بلکه به خاطر تفاوت در قیمت گذاری اموال، این بازه قیمتی اعلام شده است.

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ دراﻇﻬﺎرﻧﺎﻣﻪ ﻣﺎﻟﯽ ﺟﻮ ﺑﺎﯾﺪِن، ﻣﻌﺎون رﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮری آﻣﺮﯾﮑﺎ، میزان داراﯾﯽﻫﺎی ﺣﺪود ۲۷۶ﻫﺰار ﺗﺎ ۹۴۰ﻫﺰار دﻻر ﺑﺮآورد ﺷﺪه است.
در ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮن رسیدگی به اموال مسئولان، ﺳﻔﺖ و ﺳﺨﺖ اﺟﺮا ﻧﻤﯽشود، ﻫﻤﯿﺸﻪ اﺗﻬﺎﻣﺎت و ﺷﺎﯾﻌﺎت ﻓﺮاواﻧﯽ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و گفتگوهای بسیاری را در افکار عمومی و در رسانه ها، دامن میزند.

ﻣﺜﻼً سال گذشته، ﯾﮑﯽ از ﻣﻄﻠﻌﯿﻦ درﺑﺎر ﺳﻌﻮدی ادﻋﺎ ﮐﺮده ﻣﻠﮏ ﻋﺒﺪﷲ، ﭘﺎدﺷﺎن ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﭘـﺲ از ﻣـﺮﮔﺶ، ﺣـﺪود ۳۴۰ﻣﯿﻠﯿﺎرد رﯾﺎل ﺳﻌﻮدی، ﻣﻌﺎدل ۸۸ ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر، ﺑﺮای ﺧﺎﻧﻮاده اش ارث ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬشته است. گفته میشود این ﭘﺎدﺷﺎه، ۱۵ﭘﺴﺮ، ۱۹دﺧﺘﺮ و۲ ﻫﻤﺴﺮ داشته است.

قوانین ایران
در ﻗﺎﻧﻮن اﺳﺎﺳﯽ ایران نیز، اﺻﻞ ۱۴۲ عهده دار رسیدگی به داراﯾﯽ رﻫﺒﺮ، رﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر، ﻣﻌﺎوﻧﺎن رﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر، وزﯾﺮان و ﺧﺎﻧﻮاده ﻫﺎیشان، میباشد. بر اساس این اصل قانون اساسی، ﺑﺎﯾﺪ افراد نامبرده، ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از ﺧﺪﻣﺖ، اموال خود را به رﯾﯿﺲ ﻗﻮه ﻗﻀﺎﯾﯿﻪ، اعلام نمایند تا معلوم شود میزان دارایی آنها ﺑﺮ ﺧﻼف ﺣﻖ، اﻓﺰاﯾﺶ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎشد. به همین دلیل در طول سالیان پس از انقلاب، همواره مسؤولان ارشد نظام، اموال خود را به دستگاه قضاء اعلام کرده اند و حتی این موارد بعضاً اعلام عمومی هم شده است.

اموال امام خمینی (ره)
به عنوان نمونه، امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی، دیماه ۱۳۵۹، فهرست دارایی های خود را به دیوان عالی کشور اعلام کرده است:
«یک باب منزل مشتمل بر بیرونی و اندرونی در قم، محله باغ قلعه که معروف است؛ قطعه زمینی است ارث پدری است و به حسب اطلاع حضرت آقای پسندیده مشاع است بین اینجانب و معظمٌ له و ورثه مرحوم اخوی (آقای هندی) که اجاره سهمیه اینجانب از قرار اطلاع آقای اخوی، سالی چهار هزار ریال است که داده نمیشود؛ وجه مختصری است در تهران که نذورات و هدایای شخصی است؛ اثاث منزل ندارم، مختصر اثاثی است در قم و تهران، مِلک همسرم میباشد؛ دو قطعه قالی در منزل است، دادهاند که اگر خواستم بابت خمس حساب کنم، و مال اینجانب و ورثه نیست، باید به سادات فقیر بدهند؛ چند جلد کتاب، بقیه کتبی است که در زمان شاه مخلوع به غارت رفت و نمیدانم چقدر است و چند جلد کتاب که در مدتی که در تهران هستم از طرف مؤلفین هدیه شده است که قیمت تقریبی آن را نمیدانم، ولی قدر قابلی نیست؛ اثاثی که در منزل مسکونی فعلی در تهران است مِلک صاحبان منزل است، احمد اطلاع دارد؛ کلیه وجوهی که در بانکها یا در منزل یا نزد اشخاص است که آقای پسندیده مطلع هستند، به استثنای وجه مختصری که اشاره شد، وجوه شرعیه میباشد و مِلک اینجانب نیست، و ورثه اینجانب در آنها حقی ندارند و تکلیف آنها را به حسب وصیت تعیین نمودهام.

اموال رؤسای جمهور
به همین منوال و مبتنی بر اصل ۱۴۲ قانون اساسی مقام معظم رهبری، اموال خود را به قوه قضائیه اعلام می کنند. رؤسای جمهور نیز مبتنی بر اصل مذکور اموال خود را پیش و پس از مسؤولیت اعلام کرده اند که برخی از ایشان، به صورت همزمان، فهرست اموال خود را به صورت عمومی هم منتشر کرده اند.

به عنوان نمونه اﻣﻮال دکتر احمدی نژاد، رﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر ﺳﺎﺑﻖ ﺑﺪﯾﻦ ﺷﺮح اﻋﻼم ﺷﺪه است:
«یک باب منزل مسکونی به مساحت ۱۷۵ متر، با ۱۲۷ متر مربع زیربنا، ۴۰ سال ساخت، در منطقه نارمک تهران؛ حساب جاری بانک ملت شعبه دانشگاه علم و صنعت ایران برای دریافت حقوق از دانشگاه؛ حساب جاری بانک ملی شعبه وزارت کشور مربوط به دوره استانداری اردبیل که در حال حاضر موجودی ندارد؛ یک دستگاه اتومبیل پژو ۵۰۴ مدل ۱۹۷۷ سفید رنگ؛ دو خط تلفن ثابت شهری»

تکلیف بقیه مسؤولان چیست؟

همزمان با گسترش افشای فیش های حقوقی و رشد نگرانیها درباره دست درازی به بیت المال، بحث های شدیدی در رسانه ها شکل گرفته است که داریی سایر مقامات و مسؤولان چگونه باید رسیدگی شود؟

شایان ذکر است که پس از حدود ۱۰ سال، کش و قوس برای نهایی سازی قانون رسیدگی به دارایی مسئولان، نهایتا این قانون در آﺑﺎن ۱۳۹۴، با عنوان قانون «رﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ داراﯾﯽ ﻣﻘﺎﻣﺎت، ﻣﺴﺌﻮﻻن و ﮐـﺎرﮔﺰاران ﺟﻤﻬـﻮری اﺳـﻼﻣﯽ اﯾـﺮان» در ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﻧﻈﺎم ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺷﺪ. مطابق با این ﻗﺎﻧﻮن، تعداد بیشتری از ﻣﻘﺎﻣﺎت کشوری و لشکری باید ﻓﻬﺮﺳﺖ اﻣﻮالشان را ﺑﻪ رﺋﯿﺲ ﻗﻮه ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ اﻋﻼم کنند. تعداد مسئولانی که رسیدگی به اموال شان، تحت شمول این قانون قرار گرفته است، بسیار زیاد و فراگیر است؛ از ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎن ﻣﺠﻠﺲ ﺧﺒﺮﮔﺎن گرفته تا اعضاء ﻣﺠﻤﻊ ﺗﺸﺨﯿﺺ مصلحت نظام، اعضاء ﺷﻮرای ﻧﮕﻬﺒﺎن، ﻧﻤﺎﯾﻨـﺪﮔﺎن ﻣﺠﻠـﺲ، ﻣﺴـﺆلان ارﺷـﺪ ﻗـﻮه ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ، رؤﺳﺎ و ﻣﻌﺎوﻧﺎن ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎی دوﻟﺘﯽ.

ﮔﻔﺘﻪ میشود این قانون، رسیدگی به دارایی بیش از ۲۰۰ هزار مدیر و مسؤول دستگاه ها و سازمان های حاکمیتی را الزامی کرده است.

همزمان با روزهای تصویب این قانون در مجمع تشخیص مصلحت نظام، نقدها و اعتراض های جدی به روند طولانی تصویب این قانون شکل گرفت. اوج اعتراضات، آن موقعی بود که معلوم شد مجمع تشخیص، بندی را تصویب کرده که طبق آن افشاء دارایی مسؤولان جرم اعلام شده است. بیانیه های بسیاری به ویژه از جانب گروه ها و تشکلهای دانشجویی در اعتراض به این بند، صادر شد.

روش رسیدگی به دارایی مسؤولان، چیست؟
شاید جدی ترین نقدی که در شرایط حاضر توسط نخبگان بر این قانون وارد دانسته می شود، آن است که قانون مزبور، هنوز مکانیسم معینی برای رسیدگی به دارایی مسؤولان طراحی نکرده است. طبیعی است که مسؤولان ارشد قوه قضائیه برای رسیدگی به دارایی چندصد هزار نفر، نیازمند دستگاه و تشکیلات معینی هستند که همینک موجود نیست و در قانون هم پیش بینی نشده است. فارغ از آنکه چه بسا همان تشکیلات هم پس از تأسیس، درگیر نظام بروکراسی و محافظه کاری های مرسوم اداری شود؛ اما به هر تقدیر ولی به هرحال فعلا که هیچ نظام واره ای برای رسیدگی به اموال و دارایی های مسئولان وجود ندارد.

مردم نسبت به دارایی های چندصد میلیونی برخی مدیران ارشد، حساس شده اند، از افشاء فیش های حقوقی نگران و رنجیده خاطر هستند. مصاحبه های برخی مسؤولان که سعی در پرده پوشی و لاپوشانی این اتفاقات دارند، بر رنجیدگی مردم افزوده است. حال باید دید با وضعیت پیش آمده، آیا اقدامی عاجل و زیربنایی برای درمان این جنس از فساد پیش بینی خواهد شد یا گذر زمان، این افشاگری ها را به بوته فراموشی خواهد سپرد و باز دارایی مسؤولان در دالان تاریک مدیریت پنهان خواهد ماند.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395 ساعت: 7:41

چند ساعتی ترس و نگرانی سرانجام زمانی به پایان رسید که روزنامه دولت از قول یک منبع رسمی اعلام کرد که محیط بان مجروح دنا در خطر جانی قرار ندارد.

حال «جواد عمادی» خوب است، پسرش که کلاس سوم ابتدایی است و دختر ۳ سالهاش در خانه دور و برش میگردند؛ پنج روز بعد از زخمی شدن در یک درگیری (زمان انجام مصاحبه)، حالا سرپاست؛ هر چند هنوز آتل به دست دارد، و جراحتش باید تحت نظر باشد.
حال «جواد عمادی» خوب است

حال «جواد عمادی» خوب است،پنج روز بعد از زخمی شدن در یک درگیری (زمان انجام مصاحبه)، حالا سرپاست؛ هر چند هنوز آتل به دست دارد، و جراحتش باید تحت نظر باشد.

محیط بان

در مورد شب حادثه میگوید: « هم از اهالی و هم از بچه های محیطبان چند تایی زنگ زدند و گفتند چند نفر در یک منطقهای رگباری تیر میاندازند. من شیفت نبودم، اما نتوانستم در خانه بمانم، با هماهنگی سه محیطبان دیگر به منطقه رفتیم و منتظر شدیم، شکارچی ها، تازه کار بودند، هنوز شکاری هم نزده بودند، با این که یک نفر از اهالی که همراه بود سعی کرده بود با چراغ قوه بهشان هشدار بدهد که به سمت جایی که محیطبانها کمین کردهاند نیایند، متوجه نشدند و به ما نزدیک شدند. ما هنوز داشتیم دنبالشان میکردیم، آن یک نفر از اهالی که همراه ما شده بود وقتی اوضاع را دید ترجیح داد خداحافظی کند و رفت، ما هم افتادیم دنبال شکارچیها، یک جایی که بالاخره روبه رو شدیم، احساس کردم که ترسیدهاند، اما همچنان تیر میانداختند و ما همچنان دنبالشان بودیم تا این که یک جایی همکارم متوقفم کرد و متوجه شد که یکی از گلوله ها به دستم خورده است، قبل از این که او متوجه شود، پنج متری با همان زخم رفته بودم، اما هیچ به نظرم نیامده بود، بعد که چراغ قوه را روشن کردم دیدم تمام راهی که آمدهایم خونی است و لباسم تمامش از خون خیس شده.»

عمادی را همکارانش تا یکی از پاسگاههای محیط زیست منطقه رساندند و از آنجا با خودرو اورژانس به بیمارستان رفت تا ترکشها را از تنش در بیاورند.

حالا بعد از چند روز در خانه ماندن، میگوید حوصلهاش سر رفته است و ترجیح میدهد هرچه زودتر سر کار برگردد. « تا وقتی دستم بسته است، درد کمی دارد، اما وضعیتش که عوض می شود، درد بیشتر است، یکی از ترکش هایی که باقی مانده در جای حساسی است و فعلا باید برای مدتی دارو مصرف کنم بعد با عکس بعدی مشخص بشود که باید چه کار کرد.»

در روز های گذشته ناچار بوده است داستان زخمی شدنش را برای خیلیها از خانواده و دوستانی که نگرانش بودهاند تعریف کند، میگوید « اینها که آمده بودند شکار، تازه کار بودند، کوله پشتیهایشان آن قدر که معلوم می شد، خدا را شکر هنوز پرنده ای یا حیوان دیگری نزده بودند، بعد هم معلوم بود که تازه کار هستند، چون شکارچی که به کوه میرود، یکی دو تا تیر میاندازد و شکارش را میزند، اما اینها رگباری می زدند، که خوب معلوم بود تازه کار هستند، بعد هم که چشمشان به ما افتاد من حس کردم که ترسیدهاند، دو تایشان خواستند پا بگذارند به فرار، آن یکی همین طور تیر در کرد. شب بود و در تاریکی صورت هایشان را نمی دیدیم، تعداد ما هم آن شب کم بود، اگر ما پنج نفر بودیم، خب آرایش نیروها را یک جوری می چیدیم که هر طور شده گیرشان بیاندازیم، اما تعدادمان کم بود، من هم که تیر خوردم بچه ها دیگر نتوانستند آن ها را دنبال کنند و از دستمان رفتند، حالا البته پرونده تشکیل دادهایم و آگاهی درحال پیگیری است که از روی موبایل هایی که در منطقه بودهاند، پیدایشان کند.»
میگوید: اینها که آمده بودند شکار، تازه کار بودند، کوله پشتیهایشان آن قدر که معلوم میشد، خدا را شکر هنوز پرندهای یا حیوان دیگری نزده بودند.

این تیر اندازی هرچند دست عمادی را مدتی گرفتار کرده، اما این اولین تیراندازی نیست که او در ۱۸ سال سابقه محیطبانی و مسوولیتش در یکی از پاسگاههای منطقه دنا دیده، خاطرههای زیادی از زخمی شدن همکارانش دارد و زخمهایی خیلی بدتر از بلایی که بر سر خودش آمده، دیده است.

« یکی از همکارانمان که حالا مسوول یگان است، با ترکش زخمی شد، ترکش از کف دستش وارد شد و تا هفت هشت سانت از مچشش را هم پاره کرد، زخم بدی بود و اعصاب دست راستش را حسابی خراب کرد، هنوز بعد از چندین سال، سه انگشت دستش حرکت نمیکند، آن دست هم دیگر برایش دست نشد. وقتی آدم این چیزها را میبیند، میگوید خب، خدا را شکر. حالا هر چیزی که هست، هر اعتقادی که هست، همان ضامن آهویی که هست، بالاخره اینها هم از صدقه سر اوست، چون ما هم یک جوری ضامن آهو هستیم، دیگر.»

عمادی تنها محیط بان دنا هم نیست که در تابستان امسال هدف حمله قرار گرفته، ۳۵ روز پیش، یکی دیگر از محیطبانهای منطقه، «علی آرامش فر» هم در درگیری با یک شکارچی سابقهدار آسیب بدی دیده ، و پای راستش به شدت مجروح شده است. میگوید: «در طول ۱۷ سالی که کار کردم زیاد ترکش خوردهام، هنوز ترکشهایی در پیشانی و جاهای دیگر تنم هست، اما هیچ وقت دیگر این طور نبود.»
یکی دیگر از محیطبانهای منطقه، «علی آرامش فر» هم در درگیری با یک شکارچی سابقهدار آسیب بدی دیده و پای راستش به شدت مجروح شده است

امان الله، شکارچی که آرامش فر را از فاصله نزدیک و با چندین گلوله مجروح کرده، قبلا بارها بازداشت شده است، اما هر بار با حکمهای کوتاه مدت یا جریمه دوباره به کوه برگشته تا کل و بز بزند.

آرامش فر که حالا ۳۵ روز است در خانه بستری است، می گوید:« این که برای دو شکارچی دنا حکم اعدام دادهاند، باعث شده است شکارچیها قانع شوند که محیطبان از اسلحهاش استفاده نمیکند، برای همین است که در منطقه بیشتر احساس آزادی میکنند. در یکی از درگیریها شکارچیها سعی میکردند ما را تا لبه پرتگاهی بکشند و آنجا کار را تمام کنند، وسط درگیری یکی به دیگری می گفت، بزن، نترس، اینها قبلا از ما کشتهاند، نمی توانند از اسلحه هایشان استفاده کنند. اسلحه هایی که به ما دادهاند مثل چوب خشک است، حالا هر چه هم کارشناسهای سازمان بروند توی تلویزیون بنشینند و بگویند که محیط بان میتواند از اسلحهاش استفاده کند، این جوری نیست، وقتی قانون از ما حمایت نمیکند، محیطبان چه کار میخواهد بکند؟ تازه وقتی هم که زخمی می شویم و در خانه میافتیم، امکانات سازمان جوابگو نیست.»

آرامشفر میگوید: وقتی قانون از ما حمایت نمیکند، محیطبان چه کار میخواهد بکند؟ تازه وقتی هم که زخمی می شویم و در خانه میافتیم، امکانات سازمان جوابگو نیست.

زخمی شدن آرامشفر همسرش را هم که قبلا در بیمارستان بهیار بود خانهنشین کرده است، تا هر چهار ساعت آمپول های مسکن لازم را به او تزریق کند، و از چهار فرزندی که یکیشان تازه سه ماهه شده نگهداری کند، در این وضعیت این محیطبان مجروح و خانوادهاش بیشتر از هر چیزی نگران این هستند که آسیب منجر به نقص عضو دائمی شود؛ آرامشفر میگوید: « سازمان همان کارهایی که طبق قانون میتوانست را انجام داده، اما اگر من پایم را از دست بدهم چه کسی جوابگو است؟ خانم ابتکار تلفنی با من صحبت کرده و میگوید خدا شفا بدهد، اما پای من حس ندارد، اگر ناچار بشوم پایم را قطع کنم چی؟ حالا بیمارستان میگوید برو ۲۰ روز دیگر دوباره بیا تا وضع عصبها را بررسی کنیم، بیمارستان دولتی است دیگر، من هم که نمیتوانم به بیمارستان خصوصی بروم و هزینههایش را بدهم، همین جور باید مدام درد بکشم و مسکن مصرف کنم تا بتوانم کمی بخوابم.»

محیط بان2

مجروح شدن دو محیط بان در منطقه دنا، آن هم در فاصله حدود یک ماه از یکدیگر نشان میدهد که میزان درگیریها در این منطقه تا چه حد بالاست؛ بیشتر محیطبانها خاطرههایی از مزاحمت برای خودشان یا اعضای خانوادهشان دارند که فقط به خاطر شغل آنها است. آرامش فر تعریف میکند که یکی از همکارانش تا مدتها نمیتوانست با فرزندانش از خانه بیرون برود، چون همیشه عدهای کمین کرده بودند که او را بزنند، عمادی هم تعریف میکند که قبل از این که تلفنهای صفحه نمایش دار به بازار بیاید، خانهاش آن قدر مزاحم تلفنی داشت که نمی توانست اجازه بدهد دوشاخه تلفن به پریز وصل باشد، و تازه این ها در برابر تیر خوردن و مجروح شد، فقط جزئیات است.

با این حال، به نظر می رسد محیطبانی کاری نیست که به سادگی بشود از آن جدا شد. بیشتر محیطبانها خاطرهای از بزرگ کردن بچههای حیواناتی که شکار شدهاند دارند، آقای جوادی هم یکی از این خاطرهها را دارد. « من دل بریدن سر مرغ را هم ندارم، نمیدانم شکارچی چه طور دلش را دارد، که شکار کند و به آن کشتن هم افتخار کند، یکی از این کل بزها را که مادرش را زده بودند ۵ ماه در خانه نگه داشتم تا بزرگ شود و بشود رهایش کرد، این حیوان آن قدر به من خو گرفته بود که از بین ۲۰ تا محیطبان دیگر من را میشناخت، چنان باهوش بود که وقتی توی ماشین تنها میماند، سرش را به بوق می زد تا بروم از ماشین درش بیاورم، من اصلا نمیدانم چه طور می شود این حیوان را شکار کرد؛ اما میکنند دیگر.»

دنا

و تا وقتی شکار جریان دارد، محیطبانها هم هستند، جواد عمادی می گوید: « بعد از این همه سال دیگر برای ما افت دارد که به کار دیگری فکر کنیم، حالا هر چه هم که سطح معیشت ما کم باشد، یا حقوق مان کم باشد، یا این فیشهای نجومی که دست به دست می شود را با خودمان مقایسه کنیم، ما هم میدانیم که در کشورهای دیگر با چه امکاناتی از محیط زیست مراقبت می کنند، اما خب این جا هیچ چیز نیست، مامور را با یک اسلحهای که به هیچ کاری نمیآید میفرستند، اما باز هم برای ما اف دارد که کنار بکشیم.»
منطقه حفاظت شده دنا

درگیری های اخیر باعث شده تعداد نیروهای محافظت که در حالت عادی کمتر از استانداردهای جهانی است، باز هم کاهش پیدا کند، میانگین سنی محیطبانهای منطقه دنا هم زیاد است و مسوولان محیط زیست منطقه نگران هستند که بحران بازنشستگی نیروهای خبرهشان را چه طور در دو – سه سال آینده حل کنند؛ اما احتمالا قبل از آن باید نگران این باشند که تا زمان بازنشستگی این نیروها، چندتایشان جان سالم به در خواهند برد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت: 17:58

به گزارش نریبون، همین چند روز پیش بود که نشستی برگزار کردیم با دغدغه آسیب شناسی «مد و لباس» و یکی از بحث هایی که در این نشست مورد مداقه قرار گرفت درخصوص فرهنگسازی بعنوان یکی از پایه های ترسیم الگوی صحیح برای پوشش داخلی بود. هنوز ار گرمای این نشست نگذشته ایم که دیدن یک مانتوی طراحی شده با نقش شیرین و فرهاد و با متریالی گران قیمت ما را انگشت به دهان می کند.

مانتویی با قیمت ۲۰۰ میلیون ریال! ظاهرا این مانتو در هفته گذشته در یکی از تالارهای کاخ نیاوران به نمایش گذاشته شده است و با قیمتی گران در آنجا خودنمایی می کرده است. طراح این لباس، داستان عاشقانه «شیرین و فرهاد» را بهصورت مینیاتور روی یک مانتو از جنس ابریشم خام طراحی کرده است و به احتمال فراوان همین یک نکته را دستاویزی برای شبه دغدغه های فرهنگی خود و طراحی این مانتوی اشرافی قرار داده است.

گفته شده که حدود ۵۰ نفر هم پس از بازدید از این مانتو تمایل خود را برای خرید اعلام کرده اند، اما این ۵۰ نفرها چند درصد از بدنه اجتماعی و فرهنگی کشور را تشکیل می دهند که باید از آن بعنوان استقبال یاد کرد؟! از سویی تولید چنین مانتویی بی تردید در شرایط کنونی که از هر گوشه و کناری برای نقش بستن تفکرات ضد فرهنگی تیرهای خصمانه ای شلیک می شود، نه تنها وفای به فرهنگ ملی نیست، بلکه جفایی محسوب می شود به اقشاری از جامعه که بی تردید صفرهای پر زرق و برق این مانتوی اشرافی آه از نهادشان بلند می کند.

مانتو

در بعد مهمی از این ماجرا می توان به یک نکته مهم توجه داشت. یک سویه دومی که لباس را فقط بعنوان یک پوشش مطرح نمی کند، بلکه هشدار بزرگی می دهد که لباس ها می تواند در قالب زرق و برق های به ظاهر فرهنگی هم مروج یک سبک زندگی اشرافی باشند و طرح و نقش های ادبی از اسطوره ها و داستان های کهن هم به نظر نوعی نفوذ نرم محسوب می شود که قرار است توجیهی باشد بر این اقدام حیرت آور. اقدامی که در شرایطی رخ داده است که بسیاری از دغدغه مندان مد و لباس ایرانی و اسلامی به وضوح از گران بودن قیمت لباس های پوشیده و متناسب با عرف و شرع جامعه گلایه دارند و معتقدند که ورود لباس های قاچاق خارجی با طرح و نقش های بیگانه و نوشته های معنادار و با قیمت بسیار پایین به نوعی راه را بر آنان بسته و به سختی قادر به پیدا کردن لباسی موجه و باب میل خود پیدا می کنند. اما درد بزرگ اینجاست که این لباس ۲۰۰ میلیون ریالی طرح دست یک بیگانه نیست و در داخل تولید شده و فقط به جای نقوش وارداتی منحرف، در سایه یک داستان ادبی و اسطوره ای در رواق چشم جامعه نشسته است.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت: 17:58

به گزارش تریبون، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا سلیمی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ، به تشریح مشکلات هدایت تحصیلی دانشآموزان پرداخت و اظهار داشت: هدایت تحصیلی ۲ بخش دارد؛ بخشی که وزارت آموزش و پرورش با توجه به سوابق تحصیلی، معلمان، اولیاء و رسانهها، توصیهها و راهنماییهایی به دآنشآموزان در خصوص این امر میکند که موضوعی مطلوب و قابل دفاع است.

وی ادامه داد: بخش دیگر که قابل دفاع نیست موضوع تحمیل وزارت آموزش و پرورش به دانشآموزان و خانوادهها برای انتخاب رشته است که این امر سبب تلاطم و بروز مشکلات عدیده در خانوادهها شده است.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ظرفیت مدارس دولتی محدود است، تصریح کرد: تحمیل ناخواسته دانشآموزان در رشتهای خاص باعث ورود خانوادهها به مدارس غیر دولتی میشود که این امر سبب چالشهای جدی خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین سلیمی افزود: نگرانی این است که تحصیل دانشآموزان در رشته مورد علایقشان فقط مخصوص افرادی با خانواده مرفه شود و خانوادههای متوسط و ضعیف از نظر مالی، نتوانند به معنای واقعی وارد رشته مورد نظر و استعداد خودشان شوند.

وی با بیان اینکه تا شروع سال تحصیلی جدید زمان چندانی باقی نمانده است، گفت: انتظار از مسئولان آموزش و پرورش این است که هر چه سریعتر تدبیری در سیاست کنونی، داشته باشند.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ادامه داد: امکان دارد مسئولان آموزش و پرورش عنوان کنند که ما در خصوص هدایت تحصیلی تحمیلی انجام ندادهایم، اما به صراحت عرض میکنم در برخی از مناطق، مدیران با ضرب و اجبار تحمیلهایی انجام میدهند که این امر موجب سرخوردگی، افت کیفیت تحصیل و منشاء مشکلات عدیده در دانشآموزان خواهد شد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت: 17:58

به گزارش تریبون، در پیتماس چندتن از شهروندان با دفتر خبرگزاری فارس، مبنی بر وجود مشکلات و کمبود در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) بر آن شدیم تا بازدیدی از این بیمارستان داشته و دغدغههای مردم را به گوش مسئولان برسانیم.

بدون هماهنگی قبلی راهی بیمارستان شدم و زمان ورود اولین نکته قابل توجه در حیاط بیمارستان برپایی تعداد زیادی چادر مسافرتی در میان درختان بود. بیرون برخی از این چادرها از کتری و قوری گرفته تا بند لباس و دمپایی چند تا بچه قد و نیم قد یافت میشد. به نزدیکی یکی از این چادرها رفتم و به یکی از ساکنان موقتی این بیمارستان که دم در چادر نشسته و درحال پختن املت برای دو بچه اش بود، پرسیدم چطوری باید اینجا برای هماهنگی چادر بزنم؟ گفت:«هماهنگی نمیخواد خواهر؛ من ۲۰ روزه که اینجا مریضمون بستری شده و من بچههام از شهرستان اومدیم و اینجا مستقر هستیم، کنار ما جای خالی هست اگه دوست داری بیا وسایلت را بزار و واسه شب یه چادر بزن. اگه بخوای بری بیرون جا پیدا کنی باید کلی پول بدی».

این صحبتهای یک همراه بیمار بود که با وجود هزاران استرس ناشی از رنج بیماری عزیزش، سعی کرد با لبخند بر لبانش کمکی به سایر افراد که وضعیتی مشابه دارند، داشته باشه.

رنج همراه کم از درد خودِ بیماری نیست

بعضی از همراهان به دلیل هزینههای بسیار زیاد خود و درمان اعضای خانواده حتی توان خرید یک چادر مسافرتی را ندارند. روزها در سایه با پهن کردن موکت یک گوشه حیاط و شبها داخل ماشین زمانها را میگذرانند و با سلام و صلوات برای بیمارشان دعا میکنند. ولی گویا چشم مردم و مسئولان به این مسائل عادت کرده و آنها را از حیاط بیمارستان بیرون نمی کنند، کفایت میکند و راضیاند.

زهرا همراه یکی از بیماران که از ایلام راهی تهران شده و با انتقاد از کمبودهای این بیمارستان میگوید: «ارائه خدمات در این بیمارستان بسیار ضعیف است. همراه بیمار نباید از صبح تا شب برای نیازهای بیمارش بدود ٨ شب است که من در بیمارستان هستم و شبها در کنار بیمارم روی صندلی استراحت میکنم. هیچ جایی برای اسکان ما پیش بینی نشده و به دلیل ضعف شدید تجهیزات درمانی به تهران برای درمان خواهرم آمده ام. جای تأسف دارد که در تهران و قلب کشور شرایط اینچنین باشد. در این زمانه هیچ کس یاری دیگری نیست. از این وضعیت خسته شده و هر روز خدا خدا میکنم که خواهرم مرخص شود و با دلی شاد به ایلام بازگردیم.

اما مهمترین مسأله چه برای همراه بیمار و چه خود بیمار این است که مراحل درمان را در نزدیکی محل سکونتش انجام دهد و برای همین به چند بیمارستان در کرج مراجعه کردیم ولی مسئولان تمام بیمارستانهای کرج در جواب به ما میگفتند، امکانات وجود ندارد و باید به تهران بروید.»

دانشجوی ترم یک، پزشک کشیک در اورژانس

پس از حیاط بیمارستان گذری به بخش اورژانس بیمارستان داشتم. مثل اورژانس همه بیمارستانهای دولتی شلوغ و صدای آه و ناله بیمارهای رنجورهوا؛ از همراهان یک بیمار که نالان روی تخت برانکار خوابیده بود، شروع کرد به داد و فغان که « ایها ناس هیچ کسی نیست تو این خراب شده یه جواب درست به من بده؟ بچم داره از دست میره. یکی به داد ما برسه.» یکی از پرسنل اورژانس با صدای بلند جواب داد: چه خبرته باید صبر کنی تا متخصص ارتوپدی بیاد درمانگاه تا مشکلت حل بشه و زن گریه کنان جواب داد درمانگاه میگن ببرش اورژانس و اورژانس میگه ببر درمانگاه! تکلیف من و بچم چیه؟ بعد از کلی مشاجره میان مادر بیماری که یکی از پاهایش با ساچمه تفنگ شکاری دچار آسیب شده است و پرسنل اورژانس؛ سرانجام یکی دیگر از پرسنل به او میگوید که باید به بیمارستان بقیه الله ارجاع داده شود. به گفته مادر بیمار پسرش در چالوس دچار این حادثه شده و اکنون پس از سفر بخیههای آن عفونت کرده است ولی کسی جوابگو در این بیمارستان نیست.

یکی از پرسنل اورژانس میگوید: بیمارت را به بیمارستان خصوصی ببر تا سریعتر مشکلش حل شود. اینجا پزشک مقیم نداریم و اگر هم باشد از همین دانشجویان سال یک است که تازه مشغول تحصیلات شده و بدون اجازه مقام ارشد کاری نمی کند تجربه ما پرسنل از پزشک مقیم بیشتر است. دو شب پیش بیمار آورده بودند و ما بیشتر از پزشک متوجه شدیم بیمار چه مشکلی دارد.

از تخت خالی در اورژانس هم خبری نیست و همراه یکی از بیماران منتظر جای خالی برای بیمارش است. در راهرو اورژانس هم ۷ تا ۸ نفر روی تخت خوابیده و منتظر انجام اقدامات لازم از جانب پزشکان اورژانس هستند.

بعد از اورژانس راهی بخش درمانگاه شدم. صف نوبتدهی شلوغ است و همه با دفترچه در چند صف منتظر پاسخ و دریافت نوبت برای پزشک مربوطه هستند. اطفال، چشم پزشکی، زنان، ارتوپدی، و … همه در یک ساختمان ۶ طبقه مجزا از بخش بستری و اورژانس قرار دارد هرچند تخصص در یک طبقه، آسانسور هم کنار درمانگاه قرار دارد. ظاهرش که شبیه بیماران نالان است. بزرگ بر روی کاغذی نوشته شده که مراجعین محترم… ظرفیت آسانسور بیش از ۴ نفر خطر سقوط دارد . در حال نگاه به این مطلب بودم که ناگهان در آسانسور باز شد و ۱۰ نفر پیر و جوان از آن خارج شدند.

از اینها که بگذریم ، از تهویه نیز در درمانگاه خبری نبود و تنها تفاوت آن با هوای داغ تابستانی در خیابان، مسقف بودن آن است که استرس ناشی از رنج بیماری هم کم از آفتاب داغ تاب و تحملت را نمیرباید. از راهروها به سمت طبقات میروم در میان راه از کادر درمانی بیمارستان متوجه شدم که درمانگاه چشم پزشکی در طبقه ششم است به سمت این طبقه رفتم ولی با برگه بر روی دیوار اعلام شده بود طبقات بالا بسته است و کمی جلوتر با مداد بر روی دیوار قید شده طبقه ۶ قفل است. سعی کردم از راه پله به سمت طبقه ۶ راهی شوم و با مشاهده اطلاعیهها و ظواهر، از ادامه مسیر از طریق راه پله صرفهنظر کرده و با آسانسور از طبقات دیدن کردم. در طبقات این بخش از بیمارستان هم نشانههایی حکایت از تلاش برای بهبود وضعیت داشت ولی گویا بودجهها نرسیده و وضعیت به حال خود رها شده است.

بستری بیمار آقا در بخش زنان

از گذر بر درمانگاه خود را به بخش بستری رساندم، طبقه سوم بخش زنان بود. چند ماما و پرستار در حال مرتب کردن پروندهها و در اتاق بستری بیماران باز بود اولین نکته قابل توجه حضور پسر ۱۶ تا ۱۷ ساله با لباس آبی بیماران آقا در بخش زنان بود. در یک اتاق دو تخته یک خانم بیمار با همراهش و یک بیمار آقا با دو همراه حضور داشتند. در یکی دیگر از اتاقها وضعیت بیمار بستری و همراهش را دیدم که هیچ تخت تاشویی برای همراه بیچاره در نظر گرفته نشده بود از همراه بیمار سوال کردم اینجا شب را چطوری سپری میکنی؟ گفت: سخت است ولی یکی دو شب را تحمل کرده ام امیدوارم امشب مرخصمان کنند. کمرم توان ندارد. دو شب و دو روز است کمر را بر زمین نگذاشته و اگر این وضعیت ادامه یابد خودم هم ناچارا باید همینجا بستری کنند.

بیمارستان رسول اکرم از جمله بیمارستانهایی بود که هلال احمر طرحی به عنوان سلامت یار را در آن آغاز کرد در مراسم آغاز به کار سلامتیاران در این بیمارستان سید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت حضور یافت. در این افتتاحیه اعلام شد که بیماران دیگر بدون همراه نخواهند ماند و در صورتی که بیمار به دلایل مختلف همراه نداشته باشند، میتوانند از سلامتیاران کمک بگیرند.

سلامتیاران به بیماران نیازمند، خدمت رایگان ارائه میدهد

ضیایی رئیس جمعیت هلال احمر در افتتاح رسمی طرح سلامت یار که به مناسبت گرامیداشت هفته هلال احمر اردیبهشت امسال در سالن آمفی تئاتر مجتمع درمانی حضرت رسول اکرم (ص)برگزار شد، اظهار داشت: طرح سلامت یار به حلقه مفقودی خدمات به بیمار کمک کرده و آن را تأمین میکند.در این طرح ۱۵۰۰ تن از داوطلبان هلال احمر آموزش دیده اند که در کنار کادر پرستاری و بدون دخالت در کار درمانی به موضوع مراقبت از بیمار بپردازند.

رئیس جمعیت هلال احمر گفت: امروز طرح سلامت یار به طور رسمی در ۱۱ بیمارستان کشور افتتاح می شود.هم اکنون زمانی است که توجه طرح سلامت علاوه بر دستاوردهای ارائه شده در بحث خدمات درمانی باید بر روی کیفیت خدمات و اخلاق پزشکی متمرکز شود.

وی در خصوص طرح سلامت یار گفت: طرح سلامت یار با آموزش دادن داوطلبان جوان هلال احمر در جهت ارتقا کیفیت درمان به کسانی که نیازمند هستند خدمت رایگان ارائه میدهد.

رئیس جمعیت هلال احمر با بیان اینکه طرح سلامت یار در جهت همراهی مهربانانه و مشوقانه و به اجرا گذاشتن اخلاق پزشکی گمارده شده، گفت: در جوامع امروزی میزان خدمت داوطلبانه به عنوان یک ارزش اجتماعی، سرمایه اجتماعی، مالی و معنوی از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است.

رئیس جمعیت هلال احمر با بیان اینکه ظرفیت کار داوطلبانه در کشور ما بالا است، تصریح کرد: باید بستر بهره مندی از این ظرفیت را ایجاد کرده و خدمات بهتری از مردم برای مردم ارائه دهیم تا با این خدمت داوطلبانه علاوه بر کاهش آسیبهای اجتماعی، احساس اعتماد را بین مردم ایجاد کرده و آنها را متعهد، هم رای و هم زبان کنیم.

وی با اشاره به اینکه در آذر ماه با موافقت وزیر بهداشت اجرای آزمایشی طرح سلامت یار شروع شد، گفت: در این طرح ۱۵۵۰ نفر در مرحله اول آموزش دیدهاند و قبل از هر چیزی آموختهاند که چه کارهایی را نباید انجام دهند.

رئیس جمعیت هلال احمر با بیان اینکه موضوع مراقبت از بیمار اهمیت ویژهای دارد، گفت: آموزش دیدگان طرح سلامت یار آموختهاند که در کارهای درمانی پرسنل بیمارستان دخالت نکرده و تنها در جهت ارتقا اخلاق پزشکی و کمک به بیماران نیازمند به همراه تلاش کنند.

سلامتیاران کارهای بر زمین مانده بیمار را انجام میدهند

وزیر بهداشت، سیدحسن هاشمی در مراسم افتتاح رسمی طرح داوطلبانه سلامت یار هلال احمر نیز در بیمارستان حضرت رسول اکرم ، با بیان اینکه هلال احمر یکی از موثرترین ارگانهایی است که با توده مردم ارتباط دارد و مورد اعتماد آنهاست، اظهار کرد: در حال حاضر بنای کار در هلال احمر دستگیری از مستمندان است. بسیاری از مراکز درمانی ما نیز وقف هلال احمر است که نشان دهنده اعتماد مردم به این سازمان مردمنهاد است.

وی بااشاره به طرح سلامتیاران، تصریح کرد: کسی به پرستاران و بهیاران نباید اطلاعات نادرست بدهد. به هیچ وجه قرار نیست سلامتیاران کار درمانی انجام دهند. کارهای متعددی وجود دارد که باید برای مریض انجام شود اما روی زمین مانده است.

اجرای ناقص طرح سلامتیار

اما در بخش زنان از پرسنل در مورد سلامتیاران سوال کردم و با اعلام نداشتن همراه دیگر برای مادربزرگ به بهانه اینکه فردا امتحان داشته و امشب برای آن نیاز به یک همراه در بیمارستان دارم درخواست همراه از بخش سلامتیار کردم. هیچ کدام اسمی از سلامتیار نشنیده بودند. یکی از پرستاران گفت: یکی از دوستان ما در این بیمارستان میتواند امشب به عنوان همراه کنار مادربزرگت باشد ولی به ازای هر شب ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان دریافت میکند. دیگر ماما در بخش زنان گفت برو از اطلاعات سوال کن شاید کمکت کنند. در راهروها از چند پرسنل بیمارستان در مورد سلامت یاران سوال کردم ولی آنها هم گویا از این افراد خبری نداشتند. به اطلاعات بیمارستان رسیدم و آنجا خانمی که پشت یک میز نشسته بود گفت: دخترم هیچ همراهی بهتر از اعضای خانواده نیست به چه کسی میتوانی اعتماد کنی؟! گفتم مشکلی ندارد و شنیده ام اینجا افرادی به اسم سلامت یار هستند که در مواقعی میتوانند کنار بیمار باشند؛ این افراد را از کجا پیدا کنم؟ آدرس داد برو سمت راست راهروی ورودی، آنجا محل استقرارشان است ولی این افراد روزی ۲ ساعت از ۱۱ تا ۱ بعدازظهر می آیند و پس از صرف ناهار میروند. تا به حال همراه مریض نبوده و اکنون هم اتاقشان تعطیل است. فردا صبح ساعت ۱۱ بیا شاید باشند!!

خبری از بوفه در بیمارستان نیست

در ادامه تهیه گزارش تصمیم به خرید یک آبمیوه از بوفه بیمارستان گرفتم ولی خبری از بوفه نبود و اطلاعات بیمارستان گفت باید بیرون بیمارستان و در خیابان به سوپرمارکتهای بیرون مراجعه کنی. این مسئله از دیگر کمبودات یک بیمارستان دولتی بود که شاید تا کنون همراهان بیماران زیادی را با مشکل مواجه کرده است.

کمبود نیرو داریم

اما نادر توکلی، رئیس بیمارستان رسول اکرم(ص) در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در ارتباط با مشکلات این بیمارستان اظهار داشت: تجهیزات نسبت به ۲ سال گذشته ۴ تا ۵ برابر شده و سیستم گرمایشی و سرمایشی مدتی مشکل داشت و طی هفته جاری برطرف خواهد شد. همچنین جذب نیرو طی ۲ سال گذشته نداشتهایم چراکه ممنوعیت به کارگیری نیروهای جدید را طبق دستور کشور داریم بنابراین تعداد نیروها نسبت به حجم فعالیت در بیمارستان بسیار اندک است.

وی افزود: حجم کاری بیمارستان، کفاف پرسنل و تختهای بیمارستانی را نداده و به عبارتی ضریب اشغال تختها بالای صددرصد است، همچنین به ازای پرسنلی که به مرخصی همچون مرخصی زایمان رفتهاند، ما نیرو نداریم، لذا پرسنل با اضافه درخواست فعالیت در بیمارستان و خستگی همراه هستند، ولی با این وجود سعی میکنیم به بهترین نوع ارائه خدمت به بیماران را داشته باشیم.

توکلی اضافه کرد: بخشی از بیماران این بیمارستان اتباع خارجی همچون بیماران افغانستانی هستند که کارت اقامت ندارند، که سال گذشته یک میلیارد تومان در این ارتباط متضرر شدیم، چرا که این افراد در حوزه درمان متولی نداشته و به دلایل مختلفی همچون سقوط از ارتفاع، زایمان و … به این بیمارستان ارجاع داده میشوند، همین مسئله بالانس مالی بیمارستان را برهم زده و خود به خود مدیریت را دچار مشکل میکند، از طرفی بیماران افغانستانی در بیمارستانهای خصوصی تحت پوشش قرار نمیگیرند و همه این موارد، شرایط را دشوار میکند.

۴۰ درصد بیماران غیر تهرانی هستند

رئیس بیمارستان رسول اکرم(ص) با اشاره به اینکه ۴۰ درصد از بیماران ارجاعی این بیمارستان از خارج استان تهران هستند، گفت: به دلیل اعمال جراحی خاص و هزینههای اندک در این بیمارستان، بیماران از شهرهای دور جهت درمان به این بیمارستان مراجعه میکنند و به دلیل اینکه طرح ارجاع منسجم در کشور وجود ندارد، مشکلات زیادی برای ما به وجود میآید.

توکلی در ارتباط با اجرای طرح سلامتیار در این بیمارستان خاطرنشان کرد: در حال حاضر سلامتیاران فقط در شیفت صبح و ظهر در بیمارستان هستند و این موضوع براساس اجرای پایلوت شش ماهه این طرح بوده است و قرار شده که بعد از شش ماه این افراد تمام وقت در بیمارستان حضور داشته باشند، البته ما فقط پذیرنده این طرح بوده و پرسنل از ما نیستند.

وی همچنین از راه اندازی دو همراه سرا در حوالی بیمارستان رسول اکرم(ص) خبر داد و اعلام کرد: این همراه سراها با همکاری شهرداری طی چند ماه آینده فعالیت خود را آغاز خواهند کرد.

VIP وزارت بهداشت برای درمان فقرا

ایرج حریرچی سخنگوی وزارت بهداشت نیز در ارتباط با ارائه خدمات در بیمارستانها گفت:برای ما افراد محروم و فقرا حائز اهمیت هستند که دستشان از خدمات درمانی کوتاه است. بنابراین برای وزارت بهداشت فارغ از رنگ، نژاد و قوم، مهم افراد محروم هستند.

وی افزود: باید توجه کرد که VIP ما در کشور افرادی هستند که در نقاط محروم و مناطق صفر مرزی به سر میبرند. همچنین در تهران VIP ما کارگران شهرداری، افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و افراد محروم هستند.

بیماران چشم انتظار همت مسئولان

بیمارستان حضرت رسول در قلب پایتخت واقع در خیابان ستارخان یکی از حدود ۵۰۰ بیمارستان دولتی زیر مجموعه وزارت بهداشت در سراسر کشور است که به دلیل مشکلات و کمبودات، بیماران و خانوادههای زیادی را با مشکل همراه کرده است که با اجرای طرح تحول در دولت یازدهم این امید میرفت که وضعیت رسیدگی به بیماران بهتر شود ولی گویا نشانهها هنوز حکایت از عملی نشدن بسیاری از شعارهای دولتمردان دارد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 2 مرداد 1395 ساعت: 10:14

به گزارش تریبون، مدتهاست که رامبد جوان بیشترین وقتش را به ساخت «خندوانه» اختصاص داده است. اتفاقی که از ابتدا برای جوان تعریف دیگری داشت و همین باعث شد فعالیتهای دیگرش در سینما محدودتر شود و «خندوانه» با نام او گره بخورد. اما افت کیفی برنامه در مقطعی باعث شد نقدهایی به ادامه برنامه وجود داشته باشد. اما این روزها سازوکار دیگری برای ادامه این مسیر اتخاذ شده است. با رامبد جوان از اتفاقاتی که در ماههای گذشته در «خندوانه» رخ داد، صحبت کردیم:

مدتی است «خندوانه» زیر ذرهبین بسیاری از کارشناسان رسانه و مخاطبانی است که کیفیت این برنامه را رصد میکنند و البته انتقادهایی به عملکرد اخیر برنامه دارند. تا چه حد از نظر شما این نقدها منصفانه است؟

حتما منصفانه است. البته بخشی از این نظرها که از سر غرضورزی است، برای من اهمیتی ندارد و سعی میکنم آنها را نادیده بگیرم. اما نظرات مردم واقعیتر است؛ لزوما میتواند کارشناسی هم نباشد اما به نظر من واقعیتر است.

اختصاصا کدام بخش از نقدهای مردم در این مدت توجه شما را جلب کرده است؟

یکی از این نقدها بزرگبودن دکور است که همه معتقدیم با این دکور، صمیمت سابق وجود ندارد. در دکور پیشین این مزیت بود که تماشاچی به من و موقعیتهای دوربین نزدیکتر بود و همین مسئله کمک میکرد که آنها جزئی از برنامه باشند. الان جمعیت جزئی از برنامه است نه افراد. این بزرگی دکور من را هم خسته کرده است. به عنوان مثال مدت زمانی که برای راهرفتن در استودیو طی میکنم، زیاد است و طبعا خسته میشوم و بیجهت زمان زیادی هم تلف میشود و تسلطی بر تماشاچیانی که در ردیفهای بالا نشستهاند، ندارم.

اصلا چه شد که مکان برنامه را تغییر دادید؟
تقصیر من بود. میخواستم جای بزرگتری داشته باشیم. استودیو قبلی کوچک بود و نیاز داشتم در جایی کار کنم که جای مانور بیشتری داشته باشد. در دکور قبل مشکلاتی از قبیل جای دوربینها و مواردی از این دست داشتیم و الان در این دکور، زیادیبزرگبودن دردسرساز شده و نیاز است تا حد وسطی به دست آید. در نهایت تصمیمگیری غلط درباره اندازه استودیو، چیزهایی را به هم ریخت که در روند برنامه تأثیر داشت. علاوه بر اینکه فصل جدید خیلی زودتر از چیزی که ممکن بود آغاز شد. متأسفانه از جانب تلویزیون موظف شدیم که زود شروع کنیم و برنامه ما ٢٠ اسفند آغاز شد؛ در صورتی که از نظر ما تابستان برای شروع فصل جدید ایدهآل بود. این زودتر شروعکردن ما باعث شد آمادگی لازم را برای طراحیهایی که از قبل در نظر گرفته شده بود، نداشته باشیم. پس بهناچار، آیتم «لباهنگ» را شروع کردیم تا موقتا عید را بگذرانیم. بگذریم که بابت همین مسابقه چقدر به تلویزیون جواب پس دادیم؛ اینکه چرا میزان موسیقی در برنامه زیاد است و ایراداتی از این دست.

دلیل این عجله از جانب تلویزیون چه بود؟
تلویزیون برنامه ندارد و ساخت برنامه «خندوانه» اصلا کار آسانی نیست. هر شب اجرای برنامه و تفاوت هر شب با شب قبل، کار را سختتر میکند و قطعا به دلیل حفظ احترام به رئیس شبکه، کار را شروع کردیم.

آقای جوان برخی از کارشناسان تلویزیون معتقدند دلیل افت کیفی برنامههایی از جنس «خندوانه» که ایدهمحور است و نیاز است تا مدام بهروز باشد، این است که اگر در مدت پخش برنامه تغییراتی در آن حاصل شود، تلویزیون این تغییرات را بهراحتی نپذیرد و شاید برای سازندگان برنامه ریسک محسوب شود؛ پس راه کمخطرتر این است که مطابق سلایق تلویزیون پیش رفت.

«خندوانه» خودش را نشان داده است و اصولا فضای متنوعی میتواند در آن ایجاد شود. علاوه بر اینکه مدیر شبکه، آقای دکتر کرمی، این اختیار عمل را به ما میدهد که تنوع موضوعی و مضمونی را در برنامه داشته باشیم. هر کاری را که از نظر آقای کرمی و من مناسب است انجام میدهم. درباره موضوع مالی هم، قبل از شروع فصل، مبلغی گرفته و در ساخت برنامه خرج میشود. اما همیشه از فصل یک تابهحال بیش از برآورد خرج کردیم. اصولا اخلاقم این است که بابت اینکه پول بگیرم و کاری انجام دهم، همیشه اول محکم سر مواضعم میایستم و پولم را دریافت میکنم و قیمت بالایی هم میگیرم.

من اصلا آدم ارزانی نیستم. پروژه من و خودم باید پول خوب داشته باشد و از لحظهای که قرارداد میبندم و کار شروع میشود، به پول فکر نمیکنم و فقط کارم را انجام میدهم. اینکه میگویم همیشه برنامه ما هزینهبردارتر از برآورد بوده، به این دلیل است که مثلا در استندآپکمدیها یا برای حجم انبوهی از تماشاگران استودیو که هزینههایی را به پروژه اضافه کرد، هیچگونه محاسبه مالی نداشتیم. اما همانطورکه گفتم، وقتی کار شروع میشود، به این چیزها فکر نمیکنم چراکه عملا نمیتوان به کار اصلی رسید. حالا اینکه چقدر اعتبار نزد همکارانم دارم و کاری را به کمک آنها انجام میدهم، چیزی است که متعلق به من و آنهاست. ولی واقعیت این است که هر چیزی در برنامه اتفاق میافتد، هزینهبردار است.

از هزینهها و دریافتیهای برنامه نگذریم؛ «خندوانه» از جمله برنامههایی است که موضوع اسپانسر در آن، بحث و نظرات زیادی به راه انداخته است. از میزان مبلغی که از اسپانسرها گرفته میشود تا حجم بالای صحبت درباره اسپانسر در برنامه که بسیاری از مخاطبان به آن نقد دارند.

شما من را به عنوان یک آدم حرفهای که متر و معیار کارم را میشناسم، قبول دارید؟
بله.
خب، وقتی من میپذیرم که از اسپانسر در برنامه صحبت کنم، دلایل زیادی برای کارم دارم و قطعا بیسلیقگی و بیفکری در آن نیست. موضوع این است که تلویزیون و سازمان صداوسیما از اسپانسرهای برنامه، ٧٨٠ که دیگر نیست و ایرانسل که همچنان هست، مبلغی دریافت میکند و میدانید که به سازنده هم ربطی پیدا نمیکند چراکه سازنده برآوردش را از تلویزیون میگیرد. اینکه هزینههای برنامه را تلویزیون از اسپانسر بگیرد یا طور دیگری تأمین کند، بستگی به خودش دارد. از آنجایی که «خندوانه» برنامه پربیننده و محبوبی است، طبعا برنامه ارزانی هم برای تلویزیون و اسپانسر نیست. اما مشکل از جایی شروع میشود که سازنده برنامه که قرار است بابت حضور اسپانسر در برنامه فکر کند و ایده بدهد، با او در ارتباط نیست.

فکر میکنم درستترین شکل ممکن هم این است که اسپانسر با سازنده بابت نوع تبلیغ و اندازه آن همفکری کند و بر این اساس قیمتگذاری کنند و بعد از آن با تلویزیون قرارداد ببندد. اما در تلویزیون ما جریان به گونه دیگری است. اسپانسر با تلویزیون صحبت میکند و بعد به سازنده ابلاغ میشود که اسپانسر مبلغی داده و بر اساس مبلغ دادهشده باید فضا به اسپانسر تعلق بگیرد. اتفاقی که در «خندوانه» افتاد این بود که ما را وادار کردند عجله کنیم و ما با دست خالی رفتیم روی آنتن. آماده نبودیم و متوجه ضعفهای آن هم بودیم. برنامه اوج گرفت اما آرامآرام شروع کرد به پایینآمدن. در این شرایط توقع اسپانسر هم برآورده نشده بود. من در بررسیهایی که کردم، متوجه شدم آیتمهایی که به مردم بابت ایرانسل نشان میدهیم، خیلیها متوجه نمیشوند.

اینها را بیشتر از تماشاچی در استودیو متوجه شدم که بعد از صحبتهای من درباره اسپانسر و نحوه استفاده از خدمات متوجه نمیشدند من چه گفتم. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که درکنکردن درست مخاطب از موضوعات اسپانسر باعث میشود بازخورد خوبی برای اسپانسر نداشته باشد و اسپانسر فکر کند این نوع تبلیغ کارایی ندارد. در این شرایط اسپانسر داشت عقبنشینی میکرد. برای اینکه عقبنشینی نکند و من بتوانم برنامه را نگه دارم، به تلویزیون گفتم بروید عقب، اجازه بدهید من بررسی کنم و انجامش دهم. تیم «خندوانه» با گروه اسپانسر جلسات زیادی گذاشت و به یک فرمول رسیدیم؛ اینکه من مثل کلاس باید به مردم درس بدهم و با این شیوه کمکم متوجه تغییرات شدیم و به این نتیجه رسیدیم که باید ادبیات مفهوم و آموزش برای مخاطب ایجاد کنیم.

چیزی که الان اتفاق افتاده این است که اصولا شکل «خندوانه» عوض شده و به کیفیت مطلوبش که من دوست دارم، رسیده است. درحالحاضر ممیزی و فشارهای مضمونی در آن نیست. ما با ماندنمان ثابت کردیم که نه قصد مطرحکردن حرف سیاسی و ضدنظام را داریم و نه میخواهیم علیه مردم حرف بزنیم. ما دشمن نیستیم، رفیقیم، با همه دوستیم و ثابتکردن آن زمان میبرد. چراکه کافی است برنامه ابعادی پیدا کند که همه مخاطبش شوند. از مذهبیهای خیلی سختگیر گرفته تا کسانی که برعکس گروه اول فکر میکنند، متوجه شدند که میتوانند «خندوانه» را ببینند.
وقتی وزارت بهداشت اعلام میکند از هر چهار نفر یک نفر افسرده استاندارد است، این آمار وحشتناکی است. اینجاست که برنامهای مثل «خندوانه» و امثال آن باید به رسالتشان عمل کنند. در اینجا دیگر موضوع خندیدن مطرح نیست. مهم این است که یادآوری کنیم از خودت مراقبت کن. چیزی شبیه آموزش کمکهای اولیه است. فرهنگسازی اتفاقی است که در این برنامه به آن قائلیم. موضوع اسپانسر را چون اشاره کردید، اصطلاحا بازش کردم و میتوان درباره اتفاقات دیگری که در این مدت مردم به آن نقد داشتند هم صحبت کرد که چرا «خندوانه» به اینجا رسید؛ مثل کمرنگشدن حضور میهمان بازیگر که بهنوعی دست ما نبود.

اختصاصا درباره دعوت از میهمانان به شما گفته شد که حق دعوت از میهمان بازیگر ندارید؟
فشارهایی روی ما بود که منجر به محدودیت برنامه میشد و دستوپای ما را بسته بود اما خدا را شکر درحالحاضر آرامشی بین ما، تلویزیون و مدیریت حاکم است که حال برنامه را هم در سه هفته گذشته بهتر کرده که تماشاچی هم شاهدش است.

مدتهاست مقایسهای بین «خندوانه» و «دورهمی» پیش آمده است؛ هرچند که دو گونه متفاوت هستند اما به دلیل تشابهی که هر دو در سرگرمکردن مخاطب دارند، ناگزیر از افت یکی و قوتگرفتن دیگری صحبت میشود. خودتان تا چه حد به این رقابت قائل هستید؟

هیچ برنامهای رقیب دیگری نیست. فکر کنید مقطعی ما را با برنامه ٩٠ مقایسه میکردند؛ ما چه رقابتی میتوانیم با هم داشته باشیم؟ صرفا به این دلیل که یکی دیده میشود که معنی آن رقابت نیست. تلویزیون بهعنوان یک رسانه پرمخاطب قطعا به برنامههای جذاب بیشتری نیاز دارد و هر جنس از مخاطبان در هر ساعتی از روز، وقتی به تلویزیون مراجعه میکنند، باید یک چیز جذاب و موردپسند خودشان پیدا کنند. برنامههای جذاب تلویزیون درحالحاضر «دورهمی»، «خندوانه» و «نود» است؛ به نظر شما این برای تلویزیون ما کافی است؟ تصور نمیکنم رقابتی بین ما وجود داشته باشد. برای من بهعنوان یکی از افرادی که در تلویزیون ایران کار میکند، این اهمیت دارد که مردم کمتر سریالهای پوچ و بیمعنی ترک ببینند.

بدیهی است وقتی تولیدکنندگان داخلی کار خوب تولید کنند، قطعا ترجیح مردم تولیدات داخلی است. اتفاق خوشایند در برنامههایی مثل برنامه من و مهران مدیری این است که میتوانیم با مردم بهروز صحبت کنیم و ما مردممان را میشناسیم؛ با دغدغهها و مشکلاتشان آشناییم و میتوانیم درباره آنها حرف بزنیم. آرزوی من این است که ای کاش تعداد بیشتری برنامه سرگرمکننده برای مردم ساخته میشد. خوشحالم که برنامه مهران مدیری مخاطب زیادی دارد و خوشحالم که مردم «خندوانه» را تماشا میکنند.

پس فکر نمیکنید این دو برنامه از نظر مردم میتوانند با هم مقایسه شوند.

به نظر من «خندوانه» تکلیف روشنی دارد و مخاطب خودش را پیدا کرده است. اصلا من و مهران مدیری خیلی با هم فرق داریم؛ هر دو کمدین، کارگردان، بازیگر، تهیهکننده و ایدهپرداز هستیم ولی واقعا دو آدم مختلف هستیم. تنها نکات مشترک دلیل نمیشود که رقیب هم باشیم. مهران جور دیگری دنیا را نگاه میکند و من جور دیگری… . فردی که «دورهمی» را میبیند، چیزی نصیبش میشود و فردی که «خندوانه» میبیند از چیز دیگری لذت میبرد. منظورم مفاهیمی است که در هر دو برنامه به آن پرداخته میشود.

من با شوخطبعی از مسائل پیرامونم صحبت میکنم اما مهران نگاه تلختری از من نسبت به دنیا دارد. اصولا من آدم امیدواری به زندگی و عاشق زندگی هستم. اما به نظرم مهران از دنیا حرص میخورد. خاطرم هست چند وقت پیش انتقادی به من شد که به مردم کمک میکنم چشمشان را روی بعضی چیزها ببندند. در صورتی که اصلا اینطور نیست. اگر کمی از ایران فاصله بگیرید و در کشور دیگری زندگی کنید، نه اینکه توریستی کشور دیگری را ببینید، در این صورت کاملا متوجه میشوید آدمها در آرامش و صلح زندگی میکنند. این میزان از التهاب در زندگی ما اصلا خوب نیست. به نظرم باید یاد بگیریم این التهاب را کمتر و میل به زندگی را در خودمان بیشتر کنیم. برگردیم سر رقابتی که شما به آن اشاره کردید و باید بگویم که من در زندگیام بههیچوجه با کسی رقابت نکردهام. این رقابت با خودم بوده است. همیشه به حرفهام مثل یک اسباببازی یا غذادرستکردن یا سفرکردن نگاه کردهام. کاری که از آن لذت میبرم و فکر میکنم هر کدام از پروژههایم، یک تغییر در حرفهام ایجاد کرده و این برای من لذتبخش است.

غیر از تغییرات مدیریتی که طبعا تأثیری در رویکرد برنامه «خندوانه» خواهد داشت، از این به بعد شاهد چه تغییراتی در محتوای آن خواهیم بود؟

«خندوانه» از ابتدا یک گرامر داشت. تماشاچیانی که در استودیو حضور دارند، حضور نیما، جنابخان، من و میهمان، کمدینها و یکسری پلیبک جذاب و موسیقی از ابتدا برای این برنامه تعریف شده بود که از الان به بعد هم خواهد بود. واقعیت این است که اضافهشدن آیتمهایی مثل مسابقه «لباهنگ» یا «خانواده باحال» تجربهای بود که ایدههایمان را به اجرا بگذاریم. مثلا در اجرای «خانواده باحال» به این نتیجه رسیدیم که میتوان برنامه دیگری با این محوریت ساخت و مثلا شهری را طراحی کرد که در یکی از محلههایش این خانوادهها را تعریف کنیم و این برنامه با حضور بازیگران و خانوادههایشان تعریف شود. به نظرم نیاز است تجربه کنیم تا موفقیتهای بیشتری حاصل شود.

سال گذشته مدتی از «خندوانه» فاصله گرفتید و «نگار» را ساختید. امسال باز سرگرم «خندوانه» خواهید بود یا اینکه فیلمسازی را هم همزمان انجام میدهید؟
فیلمسازی کار لذتبخشی است. نمیتوان از آن گذشت. منتظر نهاییشدن فیلم «نگار» هستم؛ به محض اینکه نهایی شود و آن را ارائه دهم، کار بعدی را شروع خواهم کرد. همین الان روی فیلمنامه فیلم بعدی کار میکنیم. واقعیت این است که نمیتوانم این بخش از کارم را نادیده بگیرم؛ با اینکه تلویزیون فوقالعاده است و میلیونها نفر مخاطب دارد اما جادوی سینما چیز دیگری است.

امیدوارم که از الان به بعد شاهد اتفاقات بهتری در «خندوانه» باشیم. نکتهای درباره «خندوانه» هست که بخواهید با مردم در میان بگذارید؟
در روزهایی این گفتوگو انجام میشود که عباس کیارستمی عزیز از میان ما رفته است. خبر فوت ناگهانی او تأثیر بدی بر من گذاشت و از این اتفاق بسیار غمگینم. همه ما میدانیم آقای کیارستمی در تمام کارهایش به عشق و میل به زندگی اهمیت میداد. یک بار درباره موضوعی با من صحبت کرد؛ اینکه با یک کارگردان اسپانیایی آشنا شده است که همدیگر را ندیدهاند و تصمیم گرفتهاند برای هم بهصورت تصویری نامهنگاری کنند و ارتباطشان از طریق فیلمهایی بود که برای هم ارسال میکردند. نبوغ و هنر آقای کیارستمی مثالزدنی است و متأسفم فردی مثل او را که میل عجیبی به زندگی و خلقکردن داشت، از دست دادهایم. بسیاری از ما برای خودمان شرایطی ایجاد میکنیم را که مدام در معرض حال بد باشیم؛ در صورتی که مرگ بالاخره یک روز برای همه ما اتفاق میافتد، چرا میل ما به آن زیاد است؟ باور کنید جهان جای لذتبخشی است. دوست دارم اینجا از عباس کیارستمی عزیز یادی کنم و بگویم که همیشه در لحن و نوع نگاه این مرد بزرگ به زندگی، امیدواری دیده میشد و من هم وامدار او هستم و فکر میکنم تا زنده هستیم، باید قدر لحظاتمان را بدانیم و همه اینها برای من تأکیدی دوباره است که «خندوانه» را بهتر به مخاطب ارائه کنم.

* منبع: روزنامه شرق

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 2 مرداد 1395 ساعت: 10:14

به گزارش تریبون مستضعفین، وزارت بهداشت در ماه گذشته قرار داد مبهم و شائبه انگیزی را به امضا رسانده که چه از لحاظ حقوقی و چه از لحاظ محتوایی محل اشکال است و مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت است.

نظارت بر مراکز درمانی اعتیاد امری است که بر عهده کارشناسان دانشگاههای وزارت بهداشت است؛ آنها بر نحوه پذیرش معتادان، درمان و نحوه تجویز و توزیع داروهای ترک اعتیاد نظارت میکنند تا مشکلی در این زمینه پیش نیاید.

اخیراً در موضوع قاچاق متادون مسئولان وزارت بهداشت انگشت اتهام را به سوی مراکز درمانی نشانه رفتند و آنها را متهم به واگذاری متادون به بازار سیاه کردند.

حال در اقدامی تعجب برانگیز، بحث نظارت بر مراکز درمانی طی قراردادی به بخش خصوصی و یک نهاد مردمی واگذار شده است.اما در این میان نه خود وزارت بهداشت بلکه دانشگاه علوم پزشکی یزد به نمایندگی از این وزارتخانه قراردادی برای نظارت بر مراکز درمان اعتیاد سراسر کشور با یک نهاد مردمی به امضا رسانده است.

شنیده میشود، ارزش این قرارداد که از جیب دانشگاه یزد پرداخت شده به ارزش ۲ میلیارد تومان است.

چه نهادی قرار است بحث نظارت را در این آشفته بازار قبول کند؟

رئیس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد کمیته مستقل مبارزه با موادمخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: نظارت سازمان بسیج جامعه پزشکی بر مراکز درمانی اعتیاد اقدامی مثبت از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است.

وی تصریح کرد: این اقدام وزارت بهداشت میتواند سیستم نظارت بر مراکز درمانی اعتیاد را بیشتر تقویت کند چرا که با این حجم مراکز درمانی این وزارتخانه نمیتوانست این نظارت را به خوبی انجام دهد.

معاون سابق درمان ستاد مبارزه با موادمخدر افزود: طبق سیاست های مجمع تشخیص مصلحت نظام، واگذاری نظارت به سازمان بسیج جامعه پزشکی اقدامی خوب است و بسیج نیز آمادگی کامل برای نظارت بهتر بر این مراکز را دارد.

در حالی که وزارت بهداشت تصمیم دارد با کمک بسیج جامعه پزشکی کشور نظارت بر مراکز درمان سرپایی اعتیاد را تشدید کند که سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست خبری خود در بیست و یکم تیرماه سال گذشته به استناد مشاهداتش، منبع نشت متادون را از منافذی به جز مراکز ترک اعتیاد معرفی کرد.

تقویت بازار سیاه متادون با انحراف افکار عمومی و ورود بسیج به حوزه نظارت

قاعدتاً زمانی نظارت میتواند دقیق و مؤثر باشد که تمام ارکان لازم این نظارت فراهم باشد. یکی از نکات اصلی و لازم این نظارت که در کمیته درمان کشوری ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز مصوب شده است ثبت اطلاعات همه بیماران و همه مراکز در یک سامانه ملی است که باید وزارت بهداشت آن را اجرایی میکرد.

ثبت اطلاعات مراکز در این سامانه این کاربرد را دارد که همه اطلاعات مراکز درمان اعتیاد، برای بازرسی در دسترس بوده و در اختیار بازرسان قرار میگیرد؛ اما در حال حاضر بدلیل عدم وجود چنین سامانه ای، این شائبه بوجود میآید که برخی مراکز نزدیک به قدرت و ثروت در لیست معرفی شده به بازرسان وجود نداشته و این مراکز همچنان دور از نظارتها به تخلفات احتمالی خود ادامه دهند.

نکته دوم اینکه این قرار داد تقریباً یکساله است و یکسال انتظار برای پیدا کردن متخلفان در مراکز، زمان بسیار مناسبی برای جولان متخلفان احتمالی خارج از مراکز خواهد بود. دارو در بازار سیاه گران و جولان قاچاقچیان بیشتر هم خواهد شد؛ چرا که همه مسئولین، رسانهها، منتقدین نشت و … منتظر خروجی یکساله بازرسی از مراکز باقی میمانند اما در پس پرده این مافیای داروست که بازار را همچنان در قبضه خود نگه میدارد.

پشت پرده واگذاری نظارت بر مراکز درمان اعتیاد به بسیج جامعه پزشکی/فرار روبه جلوی مقصرین اصلی تخلف!

وزارت بهداشت در سراسر کشور دارای بیش از ۳۰۰ کارشناس خبره در حوزه نظارت بر اعتیاد میباشد که سالیانه نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان حقوق و مزایا به این کارکنان خود میدهد، بنابراین واگذاری نظارت به بیرون مجموعه وزارتی نمیتواند بدلیل نداشتن نیروی انسانی کافی باشد.
ضمن اینکه این کارشناسان به ریزترین جزییات این مراکز واقف بوده و بیشتر از نیروی بیرونی میتواند بر هرگونه تخلف آگاهی پیدا کند. مگر اینکه وزارت بهداشت به کارشناسان خود اعتماد کافی نداشته باشد؛ هر چند دکتر حاجبی قائم مقام وزیر بهداشت در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان کمبود نیرو را دلیل عقد این قرار داد عنوان کرده اما نکته جالب اینجاست که در قرار داد بسته شده با بسیج تعداد ۲۰۰ نفر کارشناس از سوی بسیج قرار است تأمین شود و باز هم سئوال مطرح میشود که وزارت بهداشت در سراسر کشور کمتر از این تعداد کارشناس دارد؟

علامت سئوال بزرگ بابت اهمال وزارت بهداشت در نصب بی هزینه برچسبهای هولوگرام دار

نکته چهارم اینکه به گفته ستاد مبارزه با مواد مخدر نشت از مبادی مختلفی اتفاق میافتد. سئوال اینجاست که چرا فقط بخشی از این مبادی برای نظارت به بسیج واگذار شده و همه مبادی احتمالی تخلف برای نظارت به بسیج واگذار نمیشود؟

قطعاً نظارت همزمان بر همه مراحل یک چرخه میتواند خیلی سریعتر، محکمتر و با نتایج واقعی به نتیجه برسد. اینکه وزارت بهداشت مبادی اصلی از تولید تا عرضه را از چرخه نظارت بسیج خارج کرده، حاضر به هولوگرام دار کردن داروها نمیشود و بسیج را به میدان رویارویی با بخشی از جامعه و ایجاد تنش وارد کرده کمی عجیب است.

به عنوان مثال اگر در یک کارخانه ای سرقت اتفاق بیفتد آیا رییس کارخانه میتواند به کلانتری محل بگوید فقط از کارگران بازجویی کنید، دزد در میان آنهاست و کاری به سایر کارمندان از جمله کارمندان دفتر من و نگهبانان انبار و معاونان من و شعب من کاری نداشته باشید فقط آن قسمت را بازرسی کنید؟ یا عاقلانه تر این است که همه مسیر احتمالی سرقت مورد واکاوی قرار گیرد؟

آیا واگذاری نظارت امور پزشکی به عنوان امر حاکمیتی به غیر از سوی وزارت بهداشت قانونی است؟

۱- مغایر با قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۲۹/۲/۹۵:
مطابق ماده ۸ قانون مدیریت خدمات کشوری، امور حاکمیتی: آن دسته از اموری است که تحقق آن موجب اقتدار و حاکمیت کشور است و منافع آن بدون محدودیت شامل همه اقشار جامعه گردیده و بهره مندی از این نوع خدمات موجب محدودیت برای استفاده دیگران نمیشود. از قبیل:
” الف – سیاستگذاری، برنامه ریزی و نظارت در بخشهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی.”
در حالی در این بند طبق قانون خدمات کشوری نظارت بر امور اجتماعی را امری حاکمیتی دانسته که در ماده ۹ همین قانون، درمان را جز امور اجتماعی دانسته و در کل طبق این قوانین ” نظارت بر درمان” به عنوان امری حاکمیتی به شمار میرود.

ماده ۹- امور اجتماعی، فرهنگی و خدماتی: آن دسته از وظایفی است که منافع اجتماعی حاصل از آنها نسبت به منافع فردی برتری دارد و موجب بهود وضعیت زندگی افراد میگردد از قبیل آموزش و پرورش عمومی و فنی و حرفه ای، علوم و تحقیقات، درمان، توانبخشی، تربیت بدنی و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومی و امور فرهنگی، هنری و تبلیغات اسلامی.

نکته قابل توجه قانون خدمات کشوری، واگذاری امور تصدی از جمله در حوزه درمان است که البته وزارت بهداشت هرگز حاضر به واگذاری آن به بسیج نشد. ماده ۱۳ قانون خدمات کشوری اینگونه میگوید:

ماده ۱۳- امور تصدیهای اجتماعی، فرهنگی و خدماتی با رعایت اصول بیست و نهم و سی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از طریق توسعه بخش تعاونی و خصوصی و نهادها و مؤسسات عمومی غیردولتی تعیین صلاحیت شده و بانظارت و حمایت دولت و با استفاده از شیوههای ذیل انجام میگردد.

ضمناً در ماده ۱۷ عملکرد واگذاری تصدی گری را اینگونه بیان کرده است:

ماده ۱۷- به دستگاههای اجرائی اجازه داده میشود از طریق مناقصه و با عقد قرارداد با شرکتها و مؤسسات غیر دولتی بر اساس فعالیت مشخص، حجم کار معین، قیمت هر واحد کار و قیمت کل به طور شفاف و مشخص بخشی از خدمات مورد نیاز خود را تامین نمایند. در صورت عدم مراجعه متقاضیان، اجازه داده میشود با رعایت قانون برگزاری مناقصات و تأیید سازمان از طریق ترک تشریفات مناقصه اقدام گردد.

ماده واحده ـ مدت اجرای آزمایشی قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب ۸/۷/۱۳۸۶ و اصلاحات بعدی آن تا پایان سال ۱۳۹۵ تمدید میشود. قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز دوشنبه مورخ بیستم اردیبهشتماه یکهزار و سیصد و نود و پنج مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۲۹/۲/۱۳۹۵ به تأیید شورای نگهبان رسید.

۲- قراردادی مغایر با لایحه قانون توسعه برنامه ششم مصوب کمیسیون تلفیق مجلس به تاریخ ۱۵/۲/۹۵

متن نهایی لایحه برنامه ششم توسعه و احکام مورد نیاز آن (گزارش مورخ ۱۵/۲/۱۳۹۵ کمیسیون تلفیق لایحه برنامه ششم توسعه) ماده الحاقی (۳۹)- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مطابق قانون نظامپزشکی درخصوص لوایح و تعرفهگذاری این حوزه نسبت به أخذ نظر از سازمان نظامپزشکی جمهوری اسلامی ایران اقدام مینمایند. بهمنظور نظارت دقیق بر امور پزشکی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی میتواند وظایف نظارتی خود بر مطبها و مؤسسات پزشکی را به سازمان نظامپزشکی محول نماید.

بحث تمدید قانون برنامه پنجم توسعه مورد تأیید مجلس قرار نگرفته و مقرر شده مطابق روال قانونی از سال ۹۵ برنامه ششم مورد عمل قرار گیرد. لذا از ابتدای سال ۹۵ برنامه پنجم منسوخ و موارد ذیل قوانین کلی کشوری وسپس برنامه ششم قابل اعمال است.

۳- قراردادی مغایر با قانون برنامه پنجم توسعه
مطابق فصل سوم ماده ۳۸ قانون برنامه توسعه پنجم “وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجاز است بدون تحمیل بار مالی جدید، نظارت بر مؤسسات ارائهدهنده خدمات سلامت را بر اساس استانداردهای اعتبار بخشی مصوب، به مؤسسات در بخش غیردولتی واگذار نماید. به نسبتی که نظارت به مؤسسات مذکور واگذار میشود منابع وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی آزاد میشود. بخشی از منابع مالی آزادشده مذکور در قالب موافقتنامه مبادلهشده با معاونت به دستگاه قابل پرداخت است.”

این بدان معناست که وزارت بهداشت درصورتی میتواند این امر حاکمیتی را واگذار کند که بار مالی جدید ایجاد نکند. قابل توجه اینکه قرار داد مذکور به مبلغ ۲ میلیارد تومان است. هرچند ما در برنامه ششم توسعه هستیم و همانطور که عنوان شد طبق برنامه ششم نیز امکان این واگذاری نیست.

۴- قراردادی مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت
رهبر معظم انقلاب در سیاستهای ابلاغی در حوزه سلامت، نظارت را کاملاً در اختیار وزارت بهداشت و فعالیتهای خدماتی را در حوزه سازمانهای دیگر و با نظارت وزارت بهداشت دانستهاند. حتی ایشان به تفکیک وظایف تولیت تاکید داشتهاند.

رهبر معظم انقلاب در بند هفتم سیاستهای ابلاغی اینگونه تاکید داشتهاند:
تفکیک وظایف تولیت، تأمین مالی و تدارک خدمات در حوزه سلامت با هدف پاسخگویی، تحقق عدالت و ارائه خدمات درمانی مطلوب به مردم به شرح ذیل:

۱-تولیت نظام سلامت شامل سیاستگذاریهای اجرایی، برنامه ریزیهای راهبردی، ارزشیابی و نظارت توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

همچنین ایشان در بخش سوم بند ۷ این ابلاغیه، ” تدارک خدمات را توسط ارائه کنندگان خدمت در بخشهای دولتی، عمومی و خصوصی” دانستهاند؛ یعنی سازمانهای مردمی مانند بسیج میتوانند در تدارک خدمات کمک کننده حوزه سلامت باشند و نظارت را ایشان جز وظایف وزارت بهداشت دانستهاند.

همچنین در بند ۱۱ این ابلاغیه فعالیتهایی چون افزایش آگاهی، مسؤولیت پذیری، توانمندی و مشارکت ساختارمند و فعالانه فرد، خانواده و جامعه در تأمین، حفظ و ارتقاء سلامت را با استفاده از ظرفیت نهادها و سازمانهای فرهنگی، آموزشی و رسانهای کشور تحت نظارت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دانستهاند.

تذکرات مکرر بسیج دانشجویی کشور به وزارت بهداشت بابت عدم برون سپاری نظارت!

بسیج دانشجویی کشور طی سالهای گذشته بدرستی و مطابق با منویات رهبر معظم انقلاب و با توجه به روحیه مطالبه گری خود مکررا در قالبهای مختلف از جمله نامه های سرگشاده، از وزارت بهداشت خواسته اند از واگذاری نظارت بر موسسات پزشکی به غیر از وزارت بهداشت خودداری کند. نامه ۸ دانشگاه علوم پزشکی استان تهران در سال پایانی دولت سابق و خطاب به رییس این دولت گواهی بر این ادعاست.

همچنین بسیج دانشجویی دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور در مردادماه سال گذشته طی نامه سرگشاده به وزیر محترم بهداشت خواستار عدم واگذاری نظارت شدند.بخشهایی از این نامه بدین شرح است:

“نظارت اساساً و قانوناً وظیفهی حاکمیتی و بر عهدهی وزارت بهداشت بوده و این وزارتخانه باید نسبت به آن پاسخگو باشد….”

هرچند بسیج دانشجویی کشور که با روحیه خالصانه مطالبه گر منویات رهبر معظم انقلاب است روزی را پیش بینی نمی کرد که بسیج جامعه پزشکی جاده صاف کن مسیر بی قانون وزارت بهداشت در واگذاری نظارت باشد.در حالیکه بسیج دانشجویی خواستار عدم واگذاری نظارت است، بسیج جامعه پزشکی این نظارت غیرقانونی را به عهده می گیرد تا مسیر برای سایر واگذاری های احتمالا غیر قانونی نیز باز شود!!

در همین زمینه وزیر محترم بهداشت در گفتگو با خبرنگاران به نقل از خبرگزاری ایسنا خبر از واگذاری نظارت به موسسه ای خارج از وزاتر بهداشت می دهد؛یعنی امری مغایر با سیاستهای ابلاغی رهبر معظم انقلاب در حوزه سلامت.

دکتر قاضی زاده هاشمی درباره برون سپاری نظارت چنین می گوید:

“…وی با بیان اینکه در گذشته خود ارائه کنندگان خدمت دست به ارزیابی میزدند و به همین دلیل نتایج خیلی معتبر نبود، گفت: در قالب جدید ارزیابی از سوی وزارت بهداشت انجام نمیشود بلکه موسسهای تعریف شده که هم بخش خصوصی و هم بخش دولتی را ارزیابی میکند. بنابراین از این به بعد بخشهای دولتی هم زیر ذرهبین خواهند بود و حتما به نوعی ارزیابی میشوند که به حقیقت نحوه ارائه خدمتشان نزدیک باشد.”

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: شنبه 2 مرداد 1395 ساعت: 10:14

صفحه بندی